شهرستانها

[heading text=”شهرستان ابرکوه” tag=”h3″ align=”center”]

وجه تسمیه ابرکوه

از آنجا که این شهر ابتدا در پای کوه ساخته شده، آنرا «برِکوه» می گفتند (کنار کوه) که در گویش مردم به «ابرکوه» تبدیل شد و پس از ورود اسلام این نام نیز مانند بعضی نامهای دیگر در گویش عربی ،کاف به قاف تبدیل و «ابرقو» خوانده شده است. نهایتا در سال ۱۳۵۰ این شهربه صورت رسمی «ابرکوه» نامیده شد. نام آن در منابع قدیم و جدید به صورت «ابرقو» «ابرکویه» «ابرقویه» «برقوه» و «درکوه» آمده است.

پیشینه تاریخی

درباره بوجود آمدن و قدمت ابرکوه افسانه‌ها و داستان‌هایی نقل می شود که اغلب سند و مرجع علمی مقبولی ندارند ولی با توجه به آثار و ابنیه باقیمانده می توان پی به قدمت زیاد ابرکوه پی برد .ولی تاریخ دقیق آنرامی بایست در نوشته های پراکنده جستجو کرد.در کتاب «شناخت ابرکوه و قدمت آن» از قول احمدبن حسین بن علی کاتب مولف کتاب تاریخ جدید یزد آمده زمانی که اسکندر کثه(یزد کنونی)به عنوان زندان قرار داد(یعنی زمانی که تازه یزد را بنیان نهاد)نایبی برای خود در «ری» تعیین نمود که از ایالات ابرقو-اصفهان-اصطخر-قم خراج به نزد وی می فرستاد. در صورت صحت این گفته قدمت ابرکوه نه تنها از یزد بیشتر است بلکه در آن زمان هم سنگ و هم رده ایالت اصفهان و اصطخر قلمداد می شده.درباره ابرکوه در نگاشته های قدیم سخن فراوان رفته از آنجمله :« مسالک الممالک» اصطخری، «حدود العالم من المشرق الی المغرب» ،«فارسنامه»ابن بلخی، طمعجم البلدان» یاقوت حموی، «المسالک و الممالک» ابن خرداذبه، «اقلیم پارس»ایرج افشار ،«نزهه القلوب»حمدالله مستوفی ،«ٍسیاحت نامه جنوب ایران»،«فارس نامه ناصری» حاج میرزا حسن فسایی،«کتاب اثار ایران»آندره گدار ،«اقلیم پارس»محمد نقی مصطفوی،«تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده»عبدالرحیم شریف،«لغت نامه دهخدا»،«فرهنگ فارسی معین»

در کتاب آثار ایران درباره موقعیت جغرافیایی ابرکوه آمده:

ابرقو تقریبا در وسط راه استخر به یزد واقع است. بنابر روایت حمدالله مستوفی در ابتدا در پایان کوهی ساخته بوده اند و برکوه می گفتندش و بعد از آن بر صحرایی که اکنون هست این شهر کرده اند. شهری کوچک است. کسی که از راه سورمق یا دهبید بیاید هنوز هم در دامن کوهی سنگی، که در صحرا جامانده است آثار شهر قدیم،‌و در کنار خرابه های عتیق، شهر جدید را که مستوفی اشاره می کند می بیند. ابرقویی که در دشت واقع است از حیث آبادی شباهتی به ابرقوی عهد مغول ندارد بلکه در حقیقت میان آبادی کنونی او و ویرانه های اطرافش تفاوتی نیست، بنابر بعضی اقوال که بسیار متحمل هم است این شهر در حمله افغانها خراب شده است(۱۱۳۵ هجری). ولی علت حقیقی ویرانیش سابق بر هجوم افغانهاست. این شهر هم مثل بلاد بسیاری که پیش از این آباد و سر سبز بوده اند، بدرود حیات گفته یا بحال نزع افتاده است زیراکه تنها علت عمران این بلاد وقوع در سر راه تجارتی بوده و با انحراف تجارت رشته حیات آنها منقطع شده است، راه معروف کاروانی عهد مغول که از خلیج فارس تا دریای سیاه کشیده بود از هرز شروع و پس از عبور کرمان و یزد و سلطانیه و تبریز به سواحل دریای سیاه می رسید و ادویه چین و هند و نیل سوده و مشک و صمغ و اجناس ابریشمی و بنه کرمان و یزد و شیراز و سنگهای قیمتی را که شیراز و هرمز و سلطانیه بازار عمده آن محسوب می شد به اروپا می رسانید.

این شهرستان با وسعت ۵۶۴۱ کیلومتر مربع در غرب استان واقع گردیده است. مرکز آن شهر ابرکوه با وسعت شش کیلومتر مربع می باشد. این شهرستان دارای دو بخش و چهار دهستان می باشد. ابرکوه یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که در مرکز ایران و در محدوده استان یزد واقع می‌باشد. در مورد تاریخ این شهر حکایت ها و روایت های بسیاری نقل می‌شود. آنچه مسلم است اینکه این شهر که هم اکنون تقریباً از رونق چندانی برخوردار نیست روزگاری از جمله مراکز پرآوازه و مشهور بوده‌است. آثار باستانی و تاریخی زیادی از روزگاران گذشته در این مکان بجای مانده‌است که نشان از تاریخ کهن منطقه دارد.
از آنجا که این شهر ابتدا در پای کوه ساخته شده، آنرا “برِکوه” (کنار کوه) می گفتند که در گویش مردم به “ابرکوه” تبدیل شد و پس از ورود اسلام این نام نیز مانند بعضی نام های دیگر در گویش عربی، کاف به قاف تبدیل و “ابرقو” خوانده شده است. نهایتا در سال ۱۳۵۰ این شهر به صورت رسمی “ابرکوه” نامیده شد. نام آن در منابع قدیم و جدید به صورت “ابرقو”، “ابرکویه”، “ابرقویه”، “برقوه” و “درکوه” آمده است.

 –یخچال خشتی ابرکوه

در بدو ورد به محوطه شهر ابرکوه گنبدی پله پله ای از دور خود نمایی میکند .این بنا فرمی مخروطی شکل دارد؛ حدود ۱۲ متر ارتفاع آن می باشد و قدمت آن به عهد قاجاریه باز می گردد. داخل این بنا را به میزان ۶ متر خاکبرداری و گود برداری کرده اند. این یخچال ها مخصوص انبار کردن یخ بوده که با ترتیب و قاعده خاصی صورت می گرفته است. تنها راه ورودی یخچال دریچه کوچکی بوده که پس از وارد کردن یخ به درون آن مقداری گیاه خشکیده روی آن می ریختند و دریچه را مسدود می کرده اند.

منار سر در نظامیه

کنار خیابان اصلی شهر دو منار مرتفع بر روی سر در بلند به چشم می آید که مردم آنرا منار و سر در نظام الملک میخوانند. نقل است در محل مسجد، بازار و مدرسه هم وجود داشته است. اغلب شنوندگان و بینندگان تصویر می کنند که این بنای مخروبه به نظام الملک وزیر مشهور عصر سلجوقی است ولی نظام الملک ابرقوئی که در قرن ششم می زیسته و پسرش اسماعیل بن نظام الملک می باشد که از ادبا و دانشمندان بوده است.

-درخت سرو ابرکوه (درخت سرو چند هزار ساله ابرکوه)

این سرو در قسمت جنوب غربی شهر واقع شده و شهرت و اهمیت تاریخی به شهر ابرکوه داده است. عمر این درخت چهار هزار سال و یا بیشتر تخمین زده می شود. دارای تنه ای با قطری در حدود ۵/۴ متر، شاخه هایی با قطر ۸۵/۱ متر و ارتفاع ۳۵ متر می باشد.

 –گنبد عالی : 

گنبد عالی ابرکوه به عنوان نخستین اثر تاریخی ثبت شده استان یزد نمونه ای از هنر معماری بی نظیر ایرانی استاین اثر ماندگار در سال ۱۳۱۲ به شماره ۱۹۵ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد.  این اثر ماندگار در سال ۱۳۱۲ به شماره ۱۹۵ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شدگنبد عالی شهرستان ابرکوه‘ یکی از بناهای سنگی دوره دیلمیان و مربوط به سال ۴۴۸ هجری قمری و نمونه ای از هنر معماری ایرانی است که روی تپه ای در مسیر جاده ابرکوه به بخش بهمن واقع شده است. این بنای عظیم از مستحکم ترین بناهای قرن پنجم هجری به شمار می رود.

مقبره مذکور که از نمونه های جالب توجه معماری در نوع خود محسوب می شود به صورت هشت ضلعی از سنگ و ساروج بنا شده و گنبد بر فراز آن قرار داردپایه آن هشت گوش اضلاع کوچکتر آن ۴/۵ متر و اضلاع بزرگتر ۶/۸ متر و ضلع بین این دو هم  ۲/۳متر استدر پای گلوی گنبد، کتیبه ای به خط کوفی دیده می شود که حروف آن را با آجر تراشیده و در داخل متن کتیبه کار گذاشته اند.  در داخل گنبد سرداب وسیعی دیده می شود که مدخل ورودی آن نیز در داخل گنبد قرار دارد جالب ترین اثر بقعه، کتیبه زیبای آجری پای گلوی گنبد می باشد که بر روی آن مطالبی حک شده استدر داخل مقبره یک سرداب واقع شده که مدخل ورودی آن روبروی در ورودی گنبد قرار داردمصالح ساختمانی بنا، سنگ های طبیعی کوهستان و ساروج است که بر فراز صخره های طبیعی کوهستان بنا شده و به همین علت با وجود زلزله های پی در پی منطقه‘ کوچکترین خللی در ارکان آن بوجود نیامده استیک مدخل نیز در ضلع شمالی گنبد قرار دارد که بر سرداب زیرین مقبره راه دارددر این بنا سه ردیف مقرنس زیر پایه گنبد و دو رشته کتیبه به خط کوفی بنائی از آجر برجسته وجود دارد که یکی زیر مقرنس ها و دیگری بربالای ورودی قرار گرفته است.

بالای سر در ورودی‘ دارای کتیبه ای از آجر با خط بنائی است که جملاتی بر روی آن حک شده استگنبد عالی ابرکوه، مقبره و مدفن عمیدالدین شمس الدوله نوه نصربن حسن بن فیروزان دیلمی است که در دوره حکومت سلجوقیان به حکومت ابرکوه منصوب شده بود. از نظر طرح‘ بنای مذکور‘ شبیه بناهای قرون سوم و چهارم هجری است.  ۳۵۰ اثر تاریخی در شهر باستانی ابرکوه شناسایی شده که تاکنون ۱۱۲ اثر  آن در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

[heading text=”شهرستان اردکان” tag=”h3″ align=”center”]

 مشخصات جغرافیایی

شهرستان اردکان در شمال استان یزد، در دل کوه کویر مرکزی ایران، در مسیر راه تهران – یزد قرار دارد و پهناورترین شهرستان منطقه است. این شهرستان از سوی شمال خاوری و خاور به استان خراسان، از شمال باختری به استان اصفهان، از باختر به استان های اصفهان و فارس، از جنوب به شهرستان های بافق، یزد، و میبد محدود می‌شود. حدود ۵ درصد این ناحیه کوهستانی بوده و میانگین بلندی آن از سطح دریا ۱۲۳۴ متر است. اختلاف درجه حرارت در این ناحیه زیاد بوده و میانگین اندازه بارندگی سالانه در اردکان ۵۶ میلی متر است. بیش ترین بارندگی در پاییز و زمستان و اندکی در بهار است و بیش ترین درجه حرارت سالانه ۴۲ و گاهی به ۴۵ درجه سانتی‌گراد می رسد.  قدمت اردکان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد اما آن‌چه مسلم است این شهر در زمان شاه طهماسب صفوی وجود داشته است. عده ای معقتدند که اردکان ابتدا در محل خوش مکان کنونی واقع در ۵ کیلومتری شهر ) مستقر بوده و بعدها در محل کنونی خود استقرار یافته استگفته شده است اردکان در قرن هفتم هـ.ق در محل «زردک» (قدیمی‌ترین آبادی این منطقه  بنا شده است. این شهرستان دارای سه بخش «مرکزی»، «خرانق» و «عقدا»است. مرتفع‌ترین قسمت این شهرستان قله «میل» و پست‌ترین ناحیه آن کویر «سیاه‌کوه»است. آب و هوای اردکان‌ صحرایی است. کمی نزولات جوی، بالا بودن میزان تبخیر، پدیده بیابان‌زایی و حرکت شن‌های روان از ویژگی‌های خاص این منطقه است. بیش‌تر مردم این منطقه به کشاروزی و باغ‌داری اشتغال دارند.

طبیعت سحرانگیز این شهرستان و جذابیت های موجود در آن باعث شده؛ این منطقه به صورت یکی از نقاط جذاب استان یزد درآمده و بسیاری از علاقه مندان به طبیعت عازم این خطه شوند.

جمعیت شهرستان اردکان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۷۳۲۹۲ نفر بوده است. شهرستان اردکان ۳۲٪ پهنه استان یزد (بیش از ۲۴ هزار کیلومتر مربع) را در خود جای داده و وسیعترین شهرستان در استان یزد است. معمار گفتگوی تمدنها آقای خاتمی متولد این شهرستان است.

اطلاعات بیشتر: فرمانداری اردکان

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

اردکان از زمان پیدایش، زادگاه و محل سکونت عالمان و دانشمندان بوده استکلمه اردکان از دو بخش «ارد» به معنی مقدس و «کان» به معنی معدن و مکان تشکیل شده که به معنی مکان مقدس است. در زبان پهلوی «ارد» به معنی خشم و دلاوری بوده و چون در گذشته دور، مردمی دلاور و جنگجو، در این ناحیه زندگی می کرده اند، به نام مرکز دلاوری و خشم نیز سرشناس شده است. محمد مفید مستوفی بافقی درباره نام اردکان چنین می گوید : «ارد» به لفظ فرس، دور را گویند و چون در اطراف و جوانب آن محل، کوه بسیار است و در ازمنه سابقه، در آن جبال معادن مس و سرب و فیروزه و غیره بود لهذا، در افواه عوام اسم آن قصبه به اردکان موسوم گشته است. و این قصبه شریفه، از قدیم الایام محل موطن فضلا و علما و حکما و منجمین و دانشمندان بوده و هست و در میان اصحاب هوش به «یونان کوچک» اشتهار دارد. با توجه به منابع موجود، در گذشته آبادی اردکان در محلی که اکنون «زردک» خوانده می شود بنا شده و آثار خرابه های آن نیز به چشم می خورد. در سده های باستانی، نامی از اردکان در آثار تاریخی برده نشده استنخستین باری، که در تاریخ از این شهر یاد شده، سده ۷ هـ. ق است که نامی از اردکان و خانقاه ساختن شیخ تقی الدین دادا محمد از بزرگان و سالکان راه دین به میان آمده است. پس از شیخ محمد و پسرانش، اردکان به گونه علم، حکمت و ادب درآمد و از آن پس، درستی واژه «یونان کوچک» به اردکان تحقق یافت و نام اردکان را بیش از پیش روشنایی بخشید. در دوران افشاریه (۱۱۶۳ هـ. ق) علی قلی خان، برادرزاده نادرشاه، علیه شاهرخ شاه افشار شورش کرد و عازم خراسان شد. پس از پیمودن مسیر تا نزدیکی اردکان، از سوی سپاهیان شاهرخ شاه سرکوب و دستگیر و به مشهد فرستاده و در آن جا کشته شد. درسال ۱۲۰۷ هـ. ق لطفعلی خان زند، در جریان جنگ های خود با آقا محمد خان طبسی، سپاه کوچکی تدارک دید و به سوی شیراز رهسپار شد. درنزدیکی یزد، محمد تقی خان یزدی، راه را بر لطفعلی خان بست. لطفعلی خان با دلاوران زند و سپاهیان طبسی، در ناحیه اردکان، برخان یزدی تاخت و آنان را شکست داده و رهسپار ابرکوه شد. در تمامی دوران قاجار، شهر اردکان و پیرامون آن، جزو حکومت یزد محسوب می شد. در سال ۱۲۳۶ هـ. ق شاهزاده محمد ولی میرزا، حکمران یزد شد و حاجی میرزا محمد خان قزوینی را به حکومت اردکان و میبد فرستاد. پس از قزوینی، ‌میرزا مهدی قلی وزیر و پس از او محمد کریم خان، حاکم اردکان شدند.  

محلی است که زرتشتیان، مردگان را بر طبق آداب دینی در آن می نهادند اما از وقتی که به دفن کردن در گورستان پرداخته اند، استفاده از دخمه متروک شده است. بیشترین این دخمه ها در یزد قرار دارد چون در این شهر زرتشتیان زیادی زندگی می کردند. دخمه قدیمی یزد حدود سی سال است که دیگر مورد استفاده نیست، دخمه مانکجی لیمجی هاتریا، دخمه چم تفت، دخمه شریف آباد اردکان،دخمه ترک آباد اردکان تنها نام تعدادی از دخمه های زیاد موجود در یزد است.

صنایع دستی این شهرستان چادرشب، حصیربافی، خورجین بافی، (لبافی) آهنگری، قالی بافی، زیلوبافی، نساجی وحلواسازی است. شهرستان اردکان از مکان‌های دیدنی و تاریخی متعددی برخوردار است. مسجد جامع اردکان، مسجد زیرده، تکیه بازار نو، امام‌زاده میرسید محمد(ع)، امام‌زاده سید نورالدین(ع)، موزه مردم‌شناسی، چهارسوق، آب‌انبار دو راه، آب‌انبار قلعه، ‌تکیه بازار نو، سنگ‌قبر ملاعارف و مراکز مذهبی زرتشتیان عبارت از : پیرشاه اشتادا یزد، پیرشاه تشترا یزد، پیرشاه مهرایزد، پیرشاه‌مراد، پیرشاه فریدون، پیرهریشت، پیر سبز چک‌چک، زیارتگاه پارس بانو از جمله مکان‌های دیدنی این منطقه به شمار می روند

صنایع و معادن

از کارگاه های صنعتی اردکان می توان موزاییک سازی، آجر پزی، سنگ‌بری و برخی صنایع کوچک را نام برد. مهم ترین معادن اردکان و پیرامون آن اورانیوم، ‌باریم، آهن، سرب، روی، گچ و نمک هستند.فرآورده اردکان ارده و حلوا ارده است که در عصاری ها و کارگاه های حلوا ارده سازی، از روغن کنجد تولید و صادر می شوند

 کشاورزی و دام داری

کشاورزی در اردکان به دلیل‌ نداشتن آب کافی رونق چندانی ندارد.از فرآورده مهم این شهرستان می توان انار، روناس، گندم، میوه، یونجه، پنبه و پسته را نام بردپسته اردکان از گونه پسته مرغوب ایران به حساب می آید. با توجه به آب و هوای اردکان دام‌داری به گونه پراکنده انجام می شود و دام اصلی آن بز است. با این حال گوسفند، گاو، شتر نیز نگه‌داری می کنند و مرغ‌داری نیز در این منطقه رایج است.  

 خرانق (بخش خرانق اردکان)

کی از مهمترین بخشهای دیدنی شهرستان اردکان خرانق است که در ۵۰ کیلومتری این شهرستان و در مسیر جاده اردکان به طبس و طریق الرضا قرار دارد. ارتفاع متوسط خرانق از سطح دریا ۱۶۷۰ متر است که از شمال به کوه هامانه از جنوب به کوه خوانزاواشتری، از غرب به کوه بندروچک چک مرکز شهرستان اردکان و از مشرق به صحرا و ریگزارهای حدفاصل ساغند و خرانق محدود است.

زیارتگاه پیر سبز (زیارتگاه پیر چک چک، چک چکو، زیارتگاه زرتشتیان)

زیارتگاه پیر سبز در ۵۲ کیلومتری شمال شرقی یزد در نزدیکی شریف آباد (اردکان) در دامنه ی کوهی در یک سراشیبی تند و در دره عمیقی در بخش “خرانق اردکان” قرار دارد و گفته می شود نام “چک چک” یا “چک چکو” از صدای قطره های آبی گرفته شده که از صخره ای می چکد.

 مقبره روح الله خاتمی

آیت الله سید روح الله خاتمی شامگاه دوشنبه دهم رمضان سال ۱۳۲۴ هجری قمری در اردکان دیده به جهان گشود. دوران کودکی را با شاگردی در نزد پدر و مادر خویش سپری کرد. سید روح الله خاتمی تحصیلات تکمیلی خود را در حوزهٔ علمیهٔ اصفهان به سرانجام رسانید و از فشارکی اجازهٔ اجتهاد گرفت.

کارگاه های ارده گیری

اردکان! شهر حلوا و ارده های شیرین و خوش طعم. یکی دیگر از جذابیت های شهرستان اردکان، ارده های خوشمزه آن است که باعث می شود خاطره ای شیرین بر ذهن مسافران این دیار باقی بماند. در این میان کارگاه های ارده پزی هم جایگاه ویژه گردشگری یافته و علاقه مندان زیادی را به سمت خود فرا می خواند.

دخمه های شریف آباد

دخمه محلی است که زرتشتیان از دیر باز تا حدود چهل سال پیش، اموات خود را طبق اصول، فرهنگ و آداب و سنن مذهبی خود و طی انجام مراسم ویژه در آن می نهادند تا طعمه کرکس های کوه های اطراف شوند. وسط فضای میان تهی دخمه چاهی وجود دارد که به “استودان” معروف است و استخوان های به جای مانده از اجساد را داخل آن می ریختند.

پرستشگاه های زرتشتیان (زیارتگاه پیر هریشت اردکان یزد)

در این شهر و در کنار اهالی مسلمان اردکان، اقلیت بسیار کوچک زرتشتی، سالیان سال است که به یک زندگی آرام و بسیار صمیمانه با هم مشغول بوده و می باشند. این اقلیت مذهبی برای خود زیارتگاه و عبادتگاه داشته و به مراسم مذهبی خود می پردازند. علاوه بر اماکن داخل شهر زرتشتیان زیارتگاه های خاصی در بیرون شهر قرار گرفته که در این میان پیر سبز چکچکو، پیر هریشت، نارسون و پارس بانو از اهم آنها می باشند.

مسجد زیرده

این مسجد کوچک ظاهرا در اوایل قرن دهم هجری در محله زیرده بنا شده است. این مسجد قدیمی ترین مسجد اردکان است. از این مسجد سنگ وقف نامه ای به تاریخ ۱۲۱۸ هجری قمری و چند قندیل متعلق به سالهای ۱۰۳۷ و ۱۰۵۷ هجری قمری به یادگار مانده است.

حمام سعدیا

حمام موجود در سال ۱۳۰۴ هجری قمری توسط حاج محمد سعیدا بنا نهاده شده است. بر سردر ورودی حمام یک کاشی ۳۵×۶۰ با رنگ لاجوردی نصب گردیده است که در متن آن دو طاووس و چهار سرو و دو بلبل دیده می شود.

مسجد جامع اردکان

این مسجد کنار بازار و در محله قدیمی شهر واقع و از قرن دهم هجری قمری برجای مانده است. این مسجد یک در چوبی کوچک دارد و یکی از زیلوهای قدیمی آن تاریخ ۱۰۳۸ هجری قمری را نشان می دهد.

[heading text=”شهرستان بافق” tag=”h3″ align=”center”]

  شهرستان بافق با وسعتی در حدود ۵۲۹۸ کیلومتر مربع در شرق استان یزد و در کنار مسیر راه آهن تهران-کرمان قرار گرفته است. این شهرستان از لحاظ وسعت دومین شهرستان استان بوده و دارای دو بخش و شش دهستان می باشد.

امام زاده عبدالله

مزاری است که بسیار مورد احترام اهالی است و دارای بقعه ای زیبا و با شکوه با گنبدی عظیم می باشد. بنای بقعه در سال ۲۲۴ ه. ق. پایان یافته است. تزئینات داخلی آن از آثار ملاحسن نقاش باشی بافقی است. دو تخته آجر پخته نصب شده بر سر در و یک قطعه سنگ میان آن دو، طاس مسی بزرگ و کنده کاری شده سقاخانه، پوشش بدنه بنا با کاشیهای لاجوردی و با حاشیه سیاه و سفید مربوط به قرون هشتم و نهم، سقف مقرنس گنبد و درب بزرگ سیاه رنگ آلت سازی شده از آثار مهم این بنا می باشد.

۴- شهرستان بهاباد

شهرستان یکی از شهرستانهای استان یزد ایران است . در تاریخ ۷/۵/۸۸ با تصویب هیئت دولت بخش بهاباد به شهرستان بهاباد ارتقاع یافت با دو بخش ۱- بخش مرکزی شامل شهر بهاباد و دهستان جلگه ۲- بخش آسفیچ شامل دهستانهای آسفیچ و بنستان

جمعیت شهر بهاباد

شهرستان بهاباد یکی از شهرستان‌های استان یزد در مرکز ایران است. مرکز این شهرستان شهر بهاباد می‌باشد. شهرستان بهاباد در سال ۱۳۸۸ خورشیدی از شهرستان بافق مستقل شد.جمعیت این شهرستان ۳۲۵۰۰ نفر است.
شهرستان بهاباد یکی از شهرستانهای استان یزد ودر ۲۲۰ کیلومتری شمال شرقی یزد است.بیشتر مردم آن به کشاورزی و دامپروری مشغول بوده و دین مردم، اسلام (شیعه) می‌باشد. از محصولات کشاورزی این منطقه می‌توان به گندم, جو, زیره, پسته, انگور, انار و اخیرا زعفران با کیفیت بالا نام برد. مقبره عالم بزرگ اسلامی ملا عبدالله بهابادی در این شهر قرار دارد.

شهر بهاباد قدمتی دیرینه دارد و در تاریخ نقل شده‌است که در زمان مغول‌ها این شهر به کلی نابود شده و دوباره بازسازی شده‌است.این شهر یکی از شهرهای کویری ایران است که در حاشیه دشت لوت واقع شده ولی با این حال شهری سرسبز است و بارندگی آن نسبتاً زیاد است. در قدیم انگور بهاباد بسیار معروف بوده‌است ولی اکنون بیشتر باغات این منطقه مربوط به پسته‌است. نام قدیم این شهر تالی بوده‌است و دارای آبهای زیرزمینی فراوان می‌باشد که مقدار زیادی از آن به معدن چادرملو می‌رود که سبب پایین آمدن سطح آب و در نتیجه تلخ شدن آن شده‌است. بنابر اسناد تاریخی محدوده معدن چادرملو همواره متعلق به این بخش بوده‌است که به دلیل اعمال نفوذ تنی چند به شهرستان اردکان پیوسته‌است. گویش محلی مردم این منطقه بیشتر به گویش مردم استان کرمان نزدیک می‌باشد. به عنوان مثال به آخر کلمات خود حرف «او» اضافه می‌کنند مانند اینو به جای این و کوچکو به جای کوچک. از غذای محلی این شهر می‌توان نون کوتو را نام برد. احمدآباد، کویجان و بنستان، آسفیچ از روستاهای مهم این منطقه‌است. در روستاهای اطراف این شهر به دلیل سردی آب و هوا گردو و بادام پرورش داده می‌شود.

وجه تسمیه :

وجه تسمیه بهاباد را همان آبادانی آن ذکر کرده که از واژه های « به» و «آباد» تشکیل شده و چنانچه « به» را به کسر بخوانیم معنای آن آبادی بهتر و اگر با فتح بخوانیم به معنای تحسین یعنی به چه آبادی می باشد .

معرفی شهرستان بهاباد

شهر بهاباد در ۸۵ کیلومتری شمال شرق شهر بافق واقع شده و در مختصات جغرافیایی ۵۶ درجه تا ۵۶ درجه و ۲ دقیقه طول شرقی و ۳۱ درجه و ۵۱ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۵۳ دقیقه عرض شمالی قرار دارد. این شهر با مساحت ۸ کیلومتر مربع و ارتفاع ۱۳۹۸ متر از سطح دریا, مرکز بخش بهاباد است.در تاریخ ۱۸ مرداد ماه ۱۳۸۸ شهرستان بهاباد به مرکزیت شهر بهاباد از ترکیب بخشهای مرکزی به مرکزیت شهر بهاباد مشتمل بر دهستان جلگه و بخش اسفیچ در تابعیت استان یزد ایجاد و تأسیس شد. از گذشته پیش از اسلام بهاباد و حتی اوایل دوره اسلامی منابعی سراغ نداریم . گر چه قبرهای شمالی و جنوبی فراوان در بهاباد حکایت از قدمت دیرینه شهر دارد . نخستین بار نام بهاباد را مقدسی در قرن چهارم (بهاوذ ) ضبط کرده است . در ۵۳۷ ه . ق در زمان سلطنت محمد بن ارسلان شاه سلجوقی ( ۵۵۱-۵۳۷) نام بهاباد مکرردر کتابهای تاریخی دیده می شود .

بیشتر مردم این شهرستان به کشاورزی و دامپروری مشغول بوده و دین مردم، اسلام (شیعه) میباشد. از محصولات کشاورزی این منطقه میتوان به گندم, جو, زیره, پسته, انگور, انار و اخیرا زعفران با کیفیت بالا نام برد. مقبره عالم بزرگ اسلامی ملا عبدالله بهابادی در این شهر قرار دارد.این شهر یکی از شهرهای کویری ایران است که در حاشیه دشت لوت واقع شده ولی با این حال شهری سرسبز است و بارندگی آن نسبتاً زیاد است. در قدیم انگور بهاباد بسیار معروف بودهاست ولی اکنون بیشتر باغات این منطقه مربوط به پستهاست. نام قدیم این شهر تالی بودهاست و دارای آبهای زیرزمینی فراوان میباشد که مقدار زیادی از آن به معدن چادرملو میرود که سبب پایین آمدن سطح آب و در نتیجه تلخ شدن آن شدهاست. گویش محلی مردم این منطقه بیشتر به گویش مردم استان کرمان نزدیک میباشد. از غذای محلی این شهر میتوان نون کوتو را نام برد. در روستاهای اطراف این شهر به دلیل سردی آب و هوا گردو و بادام پرورش داده میشود.

– جغرافیا و اقلیم :

– وضعیت اجتماعی :

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان بهاباد در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۵۰۰۰ نفر می باشد ساکنان شهر در به صورت عمده به قعالیت کشاورزی و دامپروری مشغول می باشند که این دو شغل به هم وابسته بوده و اکثر مردم به هر دو شغل کشاورزی و دامپروری مشغول می باشند.

– سوابق و پیشینه تاریخی :

بهاباد دارای قدمتی دیرین همپای استان کهنسال یزد که بارها با قهر طبیعت یا به دست جباران تاریخ ویران و با تلاش و عزم راسخ مردم ، تجدید بنا شده است .بر اساس شواهد ومدارک ، این شهر حدود ۱۱۰۰ سال قبل شهری آباد و پر جمعیت بوده ولی در زمان مغولها این شهر به کلی نابود شده و دوباره بازسازی شدهاست این شهر در حدود ۷۰۰ سال قبل در زمان سلطنت آل مظفر ولایت مستقلی به نام ولایت بهاباد بودهاست مردم غیور آن در حدود ۳۰۰ سال قبل در قلعه بهاباد در مقابله با محمود افغان آنها را متحمل شکست سختی میکنند. که در بسیاری از کتب معتبر قدیمی از آبادی و عمران آن سخن رفته است . از جمله مقدسی جغرافی نویس مسلمان درکتاب معروف خود به نام ( احسن التقاسیم فی معرفه الا قالیم ) که به تاریخ ۳۷۵ هجری قمری نگارش یافته از بهاباد و روستائی در ۳ فرسنگی آن به نام قواق یاد می کند و می نویسد ” قواق و بهاباد که بین آنها ۳ فرسنگ فاصله است از نقاط سرد سیر با باغهای بسیار و آباد و خوش آب و هوا هستند.” به نوشته یاقوت در قرن هفتم هجری توتیای بهاباد شهرتی فراگیر داشته و به سایر ممالک صادر می شده است. هم اکنون نیز بقایایی از معادن توتیا در منطقه وجود دارد.

[heading text=”شهرستان تفت” tag=”h3″ align=”center”]

شهرستان تفت با وسعت ۵۹۴۸ کیلومتر مربع در جنوب غربی استان یزد واقع گردیده است و در فاصله ۲۲ کیلومتری شهر یزدواقع شده و به دلیل قرار گرفتن در دامنه‌های شیر کوه از آب و هوایی خنک نسبت به دیگر شهرهای استان برخوردار است. شهر تفت بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ دارای جمعیتی برابر با ۱۵٬۳۲۹ نفر بوده‌است.این شهرستان دارای دو بخش و ده دهستان می باشد.

شهر تفت به طور کلی از دو بخش تشکیل می‌شود: بخش شمالی و بخش جنوبی که به ترتیب گرمسیر و سردسیر نامیده می‌شوند. از مکان‌های دیدنی تفت می‌توان به مسجد شاه ولی مربوط به عصر صفویه، باغ و خانه بازسازی شده نمیر، آبشار دره گاهان، قلعه قدیمی گرمسیر، آسیاب آبی و قدمگاه اشاره کرد. شهرت تفت به محصول اصلی کشاورزی آن، انار، و کانال‌های آب زیرزمینی آن (قنات) برمی‌گردد. دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تاریخ شناس معاصر و نویسنده سرشناس تاریخ که اکثر نوشته‌هایش در باره تاریخ کویر ایران است، نام شهر تفت را منسوب به گرمای کویری آن می‌داند. در لغت نامه، واژه «تفت» به معنای سبد میوه نیز آورده شده‌است که با توجه به شرایط اقلیمی این شهر، معنای مناسب‌تری به نظر می‌رسد.در برخی منابع این شهر به دراز شهر معروف است زیرا تمام خانه‌ها و ساختمان‌های آن اطراف یک خیابان طولانی واقع شده‌اند.

شهرستان تفت با وسعت شش هزار کیلومتر مربع در هیجده کیلومتری جنوب غربی مرکز استان قرار دارد و یکی از مناطق خوش آب و هوای این استان است. این شهرستان دارای دو بخش و نه دهستان است. مساحت عمومی این شهر بیش ازپانزده کیلومتر مربع است و بیشتر فضاهای آن را، به ویژه محلات قدیمی، باغ ها تشکیل می دهند. بعلت بافت کلی و قدیمی شهر، اکثر جهانگردان در سفرنامه های خود از تفت به عنوان جایگاهی سرسبز و زیبا با باغهایی پر از درختان میوه و انار و گلهای خوشبو یاد نموده اند برخی از روستاهای این شهرستان مانند توران پشت قدمتی بیش از ظهور اسلام دارند که به دستور توراندخت ساسانی بنا گردیده است.

تفت شهری نسبتا بزرگ است که با کوه های سنگی در اطراف احاطه شده است. چشم انداز باغ های این شهر به خصوص باغ های انار بسیار دیدنی است. شهر تفت در جنوب غربی استان یزد و در فاصله ۲۲ کیلومتری شهر یزد واقع شده و به دلیل قرار گرفتن در دامنه های شیرکوه از آب و هوایی خنک نسبت به دیگر شهرهای استان برخوردار است. شهر تفت به طور کلی از دو بخش تشکیل می شود؛ بخش شمالی و بخش جنوبی که به ترتیب گرمسیر و سردسیر نامیده میشود. شهر کنونی تفت دارای ۲۴ محله کوچک و بزرگ است.

از مکان های دیدنی تفت می توان به مسجد شاه ولی مربوط به عصر صفویه، باغ و خانه بازسازی شده نمیر، آبشار دره گاهان، قلعه قدیمی گرمسیر، آسیاب آبی و قدمگاه اشاره کرد. شهرت تفت به محصول اصلی کشاورزی آن، انار، و کانالهای آب زیرزمینی آن (قنات)، بر میگردد. دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی تاریخ شناس معاصر و نویسنده سرشناس تاریخ که اکثر نوشته‌هایش در باره تاریخ کویر ایران است، نام شهر تفت را منسوب به گرمای کویری آن می‌داند، جالب است بدانید هوای این شهر در تابستان بسیار مطبوع و خنک می باشد.

  وجه تسمیه:

واژه تفت، در اوستا «تفته» به معنی «گرم شده»است. مردم تفت بر این باورند که به دو دلیل این شهر تفت نامیده می‌شود. یکی به دلیل وجود تفته کوه در جنوب شهر، که هنگام تابش خورشید، بسیار داغ و سوزان شده و به اصطلاح محل تفتیدهمی شود و دیگر سبد و طبق میوه که در گویش محلی به آن ها «تفت» می گویند، که هر دو مورد درست بوده و کاربرد دارند. در دیگر فرهنگ ها تفت به معنی قهر و غضب، خرام و خرامان، گیاه دارویی که خوردن بیخ آن مانند تاتوله جنون آورد، نیز آمده است. شهر تفت را، که زادگاه علامه تفتازانی است، به دلیل وجود چشمه «نصیری» در پای «چنار سرده»، «تفت نصیری» نیز نامیده اند.

تفت، در فرهنگ معین به معنی گرم شدن، حرارت، گرم یا به معنای سبدی چوبین که در آن میوه جای دهند، آمده است. نام تفت در منابع تاریخی و عرفانی از قرن نهم هجری به بعد همراه با نام شاه نعمت‌الله ولی آورده شده است. در برخی منابعاین شهر به دراز شهر معروف است زیرا تمام خانه ها و ساختمانهای آن اطراف یک خیابان طولانی واقع شده است و یک رودخانه در طول شهر وجود دارد که سالهاست چشم مردم بدنبال قطره آبی می گردد.

جغرافیا و اقلیم:

شهرستان تفت، در کنار راه یزد – شیراز در باختر استان قرار دارد. این شهرستان از سوی شمال به شهرستان یزد، از باختر به شهرستان های یزد و ابرکوه، از جنوب به شهرستان های ابرکوه و مهریز و از خاور به شهرستان مهریز محدود می‌شود. بلندی مرکز شهرستان تفت از سطح دریا، ۱۵۶۰ متر است. این شهرستان ناحیه ای کوهستانی است و بیش از ۶۰ درصد روستاهای آن، در دامنه کوه ها قرار دارند. آب و هوای تفت نیمه بیابانی است، که به دلیل قرار گرفتن در دامنه شیرکوه نسبت به یزد، دارای تابستانهای ملایم تر و بارندگی بیشتری است. بیشترین درجه حرارت، در تابستان ۳۴ و کمترین آن در زمستان۱۲ درجه سانتی‌گراد است. رطوبت در تابستان ۱۵ درصد و در زمستان ۳۰ درصد بوده و میانگین بارندگی سالیانه برف ۷۰ سانتی‌متر و باران تا ۶۰ سانتی‌متر است. مسیرهای ارتباطی این منطقه به اطراف عبارتند از

– راه تفت – یزد به سوی شمال خاوری و به درازای ۲۰ کیلومتر

– راه تفت – ده نو – ده شیر به سوی باختر و سپس به سوی جنوب

– راه تفت – ترزجان به درازای ۲۴ کیلومتر

– راه تفت – منشاد – ده بالا

– راه تفت – ابرکوه به درازای ۱۵۰ کیلومتر

فاصله هوایی شهر تفت تا تهران، ۵۲۰ کیلومتر است.

– وضعیت اجتماعی:

بر اساس آخرین نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ که توسط مرکز آمار ایران منتشر شده است جمعیت شهرستان تفت ۴۵۳۵۷ نفر می باشد که از سال ۱۳۷۵ تاکنون ۸/۱۹ درصد کاهش داشته است و بیشتر به علت مهاجرت می باشد مطابق این نتایج نرخ باسوادی شهرستان ۷۰ درصد میباشد. مردم این شهرستان مسلمان شیعه و آریایی نژادند و به زبان فارسی و لهجه شیرین محلی یزدی سخن میگویند. زرتشتیان ساکن در این شهر با گویش ویژه خودشان سخنی می گویند. تفتی ها، مردمی پاک اندیش، سخت کوش، درستکار، ‌متدین و مهمان نواز هستند.
۶۵% 
جمعیت این شهرستان به کشاورزی و باغ‌داری اشتغال دارند. شهرستان تفت یکی از بزرگترین مراکز پرورش کرم ابریشم و تولید انار در استان است. با توجه به استعداد ناحیه؛ بیشتر مردم تفت کشاورز و باغ‌دار هستند. از فرآورده‌های کشاورزی این منطقه می توان گندم، جو، بنشن، تره بار، انار، هلو، زردآلو، گوجه و گردو را نام برد که انار تفت فراوان و از کیفیت خوبی برخوردار بوده و به نقاط دیگر صادر میشود

مردم این شهرستان همراه کشت به دام‌داری نیز می پردازند. مهم‌ترین صنایع دستی این شهرستان را گیوه دوزی و قالی بافی تشکیل می‌دهد. قالی‌های این منطقه با طرح کاشانی بافته می‌شوند. زنان روستایی با ابزار ساده رویه گیوه را می بافند و یا به قول خودشان می چینند. ماده اولیه گیوه نخ پنبه ای است پس از مرحله بافت؛ بایستی رویه به تخت دوخته شود. کار تهیه تخت و دوخت به وسیله مردان انجام می‌شود. گیوه های این منطقه از شهرت زیادی در استان برخوردار هستند.

باغ های انار؛ تفت؛ یزد

تفت شهری نسبتا بزرگ است که با کوه های سنگی در اطراف احاطه شده است. چشم انداز باغ های این شهر به خصوص باغ های انار بسیار دیدنی است.

عمارت و باغ صدری

عمارت و باغ صدری یکی دیدنی های شهر تفت در استان یزد به شمار می رود که با وجود بناهای جالب و دیدنی به همراه باغی سرسبز و زیبا بالقوه یکی از نقاط گردشگری شهرستان تفت به شمار می رود. ظاهرا قدمت این باغ و بنا به دوران زندیه باز می گردد که بازسازی و نوسازی شده است.

تفرجگاه دره گاهان

یکی از مناطق دیدنی شهرستان تفت در استان یزد؛ تفرجگاهی موسوم به دره گاهان است که به دلیل وجود چند درخت و همچنین آبشاری زیبا به صورت یکی از جاذبه های دیدنی این شهرستان بدل گشته است. وجود سنگ های مساعد برای صخره نوردی در کنار آبشار نیز مزید بر علت شده و منطقه را بیش از پیش مشهور ساخته است.

نقوش تخته سنگ کوه ارنان

این تخته سنگ در نگاه اولیه دو صحنه مجزای شکار را مجسم می کند. در سمت راست و قسمت بالای سنگ تصویر از هجوم حیوان درنده و انسانی روبروی آن حیوان که احتمالا مورد حمله واقع شده حک شده است. در پشت سر حیوان، مردی نیزه به دست به حیوان حمله کرده و نیزه خویش را در بدن حیوان فرو برده است. آنچه برای بیننده قابل توجه می باشد؛ شیوه زندگی ترسیم شده در این تصاویر و اینکه انسانهایی با تاریخ طولانی در این منطقه و سرزمین از استان یزد زندگی کرده اند می باشد.

کوه عقاب

یکی دیگر از دیدنی های تفت، کوه عقاب (عقاب کوه) است. در نزدیکی شهرستان تفت و در فاصله ۳۰ کیلومتری محور یزد به شیراز، کوه نسبتا مرتفع و منفردی قرار گرفته که تصویری شبیه به یک عقاب نشسته را تداعی می کند.

قلعه پهلوان بادی

در جنوب غربی شهر تفت در راه دره گاوون، دو اثر قدیمی بر فراز کوهی بنام میلک دیده می شود. بر نوک این کوه یک قلعه قدیمی ساخته شده از آجر با مسیری صعب العبور قرار گرفته است.

گنبد شیخ جنید

این بنا در روستای توران پشت از توابع شهرستان تفت واقع شده است. گنبدی که دیده می شود دارای برجی هشت ضلعی و سنگی است که از سنگهای ساده نماسازی شده و از لحاظ شیوه و سبک معماری عهد سلجوقی نمونه قابل ملاحظه به شمار می رود. در بالای محراب آن کتیبه ای آجری به خط کوفی موجود بوده که در سال ۱۳۱۵ به موزه ایران باستان منتقل گردیده است.

قدمگاه

قدمگاه مرتضی علی شهر تفت در سال ۵۱۲ ه. ق. به فرمان گرشاسب بن علی بن فرارمز یکی از امرای دیلمی ساخته شده است. اصل بنا چهار ضلعی است که در ارتفاع سه متری بنا به هشت ضلعی مبدل شده است. سنگ تاریخ محراب از جنس مرمر و به ابعاد ۶۰ × ۱۱۶ سانتی متر با دو حاشیه و یک متن به خط کوفی می باشد.

مسجد شاه ولی

در مسجد شاه ولی که در قرن هشتم ه. ق. بنا شده؛ آثار جالب توجهی به چشم می خورد که از آن جمله می توان به سنگ مرمر محراب با نقش قندیل و کنده کاریهای گل و بته و واژه های مقدس اشاره نمود. در ورودی چوبی مشبک بسیار ظریف که لفظ (محمد) چند بار در حلقه هایی به صورت زیبا بر آن کنده کاری شده و در اطراف آن کتیبه ای از کاشی معرق نام دوازده امام به خط نسخ بر روی آن نصب شده است.

بقعه شاه خلیل

بنای بقعه یا خانقاه شیخ خلیل الله ثانی از نوادگان شاه نعمت الله ولی جزئی از مجموعه وسیعی بود که به عنوان خانقاه شاه نعمت الله ولی ایجاد شده است. گنبد آجری برفراز بقعه مربع شکل و سنگ مرمرهای خوش تراش و ظریف در زیر گنبد با کتیبه های مختلف دارای نقشهای گل و بوته حجاری شده از آثار جالب این بقعه می باشد.

آسیاب آبی تفت

       تنها آسیای باقی مانده از ۱۷ آسیاب دایر بر روی قنوات ۶ گانه اهرستان است و در فاصله ۲۰ کیلومتری جنوب غرب یزد در شهر تفت قرار دارد و آسیابان ۷۵ ساله این آسیاب و پدرانش هم که به این حرفه مشغول بوده اند قدمت آسیاب را بالغ بر ۲۰۰ سال ذکر نموده اند.

      آسیاب حال و هوای خاص خود را دارد و در یک نگاه آدمی را مجذوب خود می سازد. سادگی آسیاب، صداقت آسیابان، قناعت و عزت نفس مراجعان و بالاخره شکسته شدن سکوت فضای داخل آسیاب با غرش آب که از تنوره به چرخ پره های آسیاب بر می خورد از جاذبه های آسیاب است.

[heading text=”شهرستان خاتم” tag=”h3″ align=”center”]

شهرستان خاتم یکی از شهرستانهای استان یزد در مرکز ایران است. این شهرستان از شهرستانهای جدید استان یزد است که از دو شهر هرات و مروست تشکیل گردیده است. شهر هرات مرکز این شهرستان است. بیشترین فعالیت کشاورزی استان یزد در محدوده این شهرستان انجام میشود و امور دامپروری و پرورش دام از دیگر فعالیتهای مردم این شهرستان است که نسبت به دیگر شهرستانهای استان یزد از نزولات آسمانی و آب نسبتاً فراوانی برخوردار میگردند.

شهرستان خاتم با وسعت ۷۹۳۱ کیلومتر مربع در مختصات ۳۱ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۳۹ درجه و ۳۲ دقیقه عرض شمالی و ۵۴ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی واقع گردیده است. این شهرستان از شمال به شهرستان مهریز از شمال غرب به شهرستان ابرکوه از شرق به شهرستان شهربابک (استان کرمان) از غرب به شهرستان بونات (استان فارس) و از جنوب به شهرستان نیریز (استان فارس) هم مرز میباشد. این شهرستان در جنوبی‌ترین نقطه استان یزد و با ارتفاع ۱۶۰۰ متر از سطح دریا قرار گرفته است.

-جغرافیا و اقلیم :

شهرستان خاتم از دو شهر هرات و مروست و چهار دهستان به نام‌های فتح‌آباد، چاهک، هرابرجان و ایثار و ۸۵ پارچه آبادی دارای سکنه تشکیل گردیده است. در سال ۱۳۶۸ دهستان هرات و مروست به مرکزیت شهر هرات انتخاب و در تاریخ ۲۶/۱۲/۸۱ با تصویب هیئت وزیران به شهرستان خاتم ارتقاء یافت.
آب و هوای خاتم بیابانی و نیمه بیابانی است. بخش عمده این شهرستان، زیر پوشش جنگلی قرار دارد. جنگل‌های پسته وحشی «باغ شادی» و جنگل‌های بادام کوهی «چنار ناز» از جمله پوشش گیاهی این منطقه به شمار می‌روند. این شهرستان مهم‌ترین قطب کشاروزی استان یزد محسوب می‌شود. وجود منابع آبی فراوان از جمله سفره‌های وسیع آب‌های زیرزمینی، هم‌جواری با شهرستان سرسبز بوانات و قرار گرفتن در مسیر رودخانه بوانات، چشم‌انداز نویدبخشی را برای کشاورزی این منطقه ترسیم کرده است. چاه آرتزین شهرستان خاتم نمونه‌ای از فراوانی آب در این منطقه است. پرنده زیبا و نادر «هوبره» در شهرستان خاتم بسیار یافت می‌شود. قلعه مروست، بقعه شیخ‌عبدالله، ‌بقعه شیخ‌بهاءالدین، مسجد شاه‌حسین و قلعه محمد کریم‌خان هرات مهم‌ترین مکان‌های دیدنی این شهرستان را تشکیل می‌دهند.

– وضعیت اجتماعی خاتم یزد:

شهرستان خاتم جمعیتی معادل ۲۷۹۴۷ نفر دارد. منطقه این شهرستان به لحاظ موقعیت جغرافی خود و هم جواری با استان های فارس و کرمان از نظر قومی و فرهنگی دارای ویژگی های خاص خود می باشد علاوه بر این مهاجرپذیری و رشد فرهنگهای گوناگونی شده است به گونه ای که امروز در شهرستان خاتم آمیزه ای از فرهنگ مردم استان کرمان، فارس و یزد مشاهده می شود . برای مثال لهجه تکلم مردم ترکیبی از گویش مردم استان های فارس و کرمان می باشد. از نظر دینی و مذهبی کلیه مردم شهرستان پیرو مذهب شیعه اثنی عشری میباشند. صنایع دستی شهرستان خاتم عبارتند را قالی‌بافی، ‌گیوه‌بافی، ‌گلیم‌بافی و جوال‌بافی تشکیل می‌دهند.

– سوابق و پیشینه تاریخی خاتم یزد :

در مورد قدمت هرات و مروست آثار و شواهد نشان می‌دهد که این دو منطقه بسیار قدیمی و تاریخی است و مورخان را بر این باور است که منشأ سکونت در این منطقه به زمان ورود آریایی ها به ایران باز می‌گردد.
منطقه هرات و مروست در قرون گذشته جزیی از مملکت فارس بوده که پایتخت آن شهر استخر بوده است. این منطقه در دوره ساسانیان به علت واقع شدن بین یزد و کرمان و فارس از اهمیت خاصی برخوردار بوده است و بسیار پر رونق آثار و ابنیه تاریخی باقیمانده خود شاهدی بر این مدعا است. از مهمترین آثار باستانی و تاریخی این شهرستان می توان به قلعه کبری واقع در بالای کوه سرچشمه با فاصله ۵ کیلومتری شهر هرات، قدمگاه علی در ۵ کیلومتری غرب هرات، امامزاده پیر غیب با سنگ نوشته های به خط میخی در فاصله ۲۰ کیلومتری جنوب غربی هرات (منطقه بوروییه) مسجد فتح آباد در ۵ کیلومتری شمال شرقی هرات. شایان ذکر است بسیاری از آثار باستانی شهر هرات بر اثر سیل ویرانگر سال ۱۳۶۵ از بین رفت.

شهرستان خاتم یکی از شهرستانهای استان یزد در مرکز ایران است.شهر هرات مرکز این شهرستان است. جمعیت شهرستان خاتم در سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۲٫۳۳۰ نفر بوده است.

بخش عمده این شهرستان زیر پوشش جنگلی قرار دارد.جنگلهای پسته و حشی”باغ شادی” و جنگلهای بادام کوهی”چنارناز” از جمله پوشش گیاهی این منطقه به شمار میروند.این شهرستان مهمترین قطب کشاورزی استان یزد محسوب می شود.وجود منابع آبی فراوان از جمله سفره های وسیع آبهای زیرزمینی، همجواری با شهرستان سرسبز بوانات(فارس) و قرار گرفتن در مسیر رودخانه بوانات چشم انداز نویدبخشی را برای کشاورزی این منطقه ترسیم کرده.چاه آرتزین هرات نمونه ای از فراوانی آب در این منطقه است. صنایع دستی شهرستان خاتم عبارتند ازقالی بافی، گیوه بافی، گلیم بافی و جوال بافی

پرنده زیبا و نادر “هوبره” در شهرستان خاتم بسیار یافت میشود از مهمترین آثار باستانی و تاریخی این شهرستان میتوان به قلعه کبری در بالای کوه سرچشمه با فاصله ۵ کیلوتری غرب هرات، امام زاده پیرغیب با سنگ نوشته های به خط میخی در فاصله ۲۰ کیلوتری جنوب غربی هرات(منطق بوروییه)، مسجد فتح آباد در ۵ کیلومتر ی شمال شرقی هرات، قلعه ملکی و… اشاره کرد.

– جغرافیا و اقلیم شهرستان خاتم :

شهرستان خاتم با وسعت ۷۹۳۱ کیلوتر مربع در مختصات ۳۱ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۳۹ درجه و ۳۲ دقیقه تا ۳۹ درجه و ۳۲ دقیقه عرض شمالی و ۵۴ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی واقع گردیده است.

این شهرستان از شمال به شهرستان مهریز از شمال غرب به شهرستان ابرکوه از شرق به شهرستان شهربابک (استان کرمان) از غرب به شهرستان بوانات (استان فارس) واز جنوب به شهرستان نی ریز(استان فارس)هم مرز میباشد.این شهرستان در جنوبی ترین نقطه استان یزد و حد فاصل استان های فارس و کرمان و با ارتفاع ۱۶۰۰ متر از سطح دریا قرار گرفته است.

وضعیت اجتماعی شهرستان خاتم

منطقه این شهرستان به لحاظ موقعیت جغرافیایی خود و هم جوار ی با استان های فار س و کرمان از نظر قومی و فرهنگی دارای ویژهگی های خاص خود میباشد علاوه بر این باعث مهاجر پذیری و رشد فرهنگهای گوناگونی شده است به گونه ای که امروزه در شهرستان خاتم آمیزه ای از فرهنگ مردم فارس، کرمان ویزد مشاهده میشود.برای مثال لهجه تکلم مردم ترکیبی از گویش مردم استان های فارس و کرمان میباشد.از نظر دینی کلیه مردم شهرستان پیرو مذهب شیعه اثنی عشری میباشند.

در برخی از روستاها علاوه بر زبان فارسی مردم به زبان های دیگری چون زبان ترکی و عربی صحبت میکنند.
از لحاظ پوشش مردم ساکن خود شهرستان پوشش آنان با پوشش رسمی کشور یکسان است ولی در برخی از روستاها زندگی عشایری دارند و از تیره قرآیی هستند.لباس آنان بیشتر از لباس زنان قشقایی است که به زبان محلی لباس قری گویند.

– جاذبه های شهرستان خاتم :

–          منابع طبیعی و تفرجگاهی : سرچشمه نهر مسیح هراتمتن بزرگ، چنار۲۰۰۰ ساله کرخنگان، جنگلهای باغ شادی و باغ معدن

–          غارها غار بابا زاهد، غار چهل در، غار خانه خدا، غار چاه سنجد، غار پوزه سیاه، غار کوه زرد(کلسک)، غار کفتاری

–          قلعه ها : قلعه محمد کریم خان هرات، قلعه ملکی هرات، قلعه محمد باقری هرات، قلعه هاشم آبادهرات، قلعه میان ده چاهک، قلعه مروست، قلعه مبارکه

–          خانه ها و ابنیه های تاریخی : خانه دکتر صالحی، خانه رسولی ها، خانه وقفی، خانه صداقت

–          مساجد و زیارتگاهها : مسجد شاه حسین، مسجد حاجی قاسم، مسجد و حسینیه کربلایی مجمد هاشم، مسجد هاشم آباد، مسجد کوشک، مسجد شاه محمد ترکان، شبستان مسجد فتح آباد

–          بقعه های متبرکه : بقعه شیخ عبدالله مروست، بقعه شیخ بها الدین مبارکه، بقعه شیخ کله پریده چاهک، بقعه گنبدی مروست، بقعه شریف السادات، بقعه دواذده امام، بقعه چلچراغ

[heading text=”شهرستان صدوق” tag=”h3″ align=”center”]

بقعه سلطان محمود شاه

این بنا که در روستای بندرآباد واقع شده است، خانقاه شیخ تقی الدین دادامحمد (شیخداد) بوده است. از حیث نقشه ساختمانی و طرز بنا به مسجد شباهت کامل دارد. در جنوب صحن آن صفه ای به طول ۱۱ متر و در جنوب این صفه، گنبدی قرار دارد که با کاشی های فیروزه رنگ شش ضلعی و حواشی معرق پوشیده شده است. در این مجموعه محرابی به چشم می خورد که طرفین آن دو اتاق کوچک با تزئینات کاشی فیروزه ای وجود دارد.

مسجد ریگ رضوانشهر

مسجد ریگ رضوانشهر (مسجد ریگ اشکذر) از آثار قرن نهم هجری قمری می باشد که به علت هجوم ریگ، زمان طولانی زیر شن بوده ولی چند سالی است که از زیر شن بیرون آمده است. در اطراف این مسجد تپه های ماسه ای فراوان دیده می شود. محراب این مسجد با کاشی کاری معرق تزیین شده است. به فاصله کمی از این مسجد بقایای آثار دیوار و خانه های بسیار قدیمی به صورت مخروبه دیده می شود.

[heading text=”شهرستان میبد” tag=”h3″ align=”center”]

شهرستان میبد در شمال غربی یزد بر سر راه یزد به اصفهان تهران قرار گرفته است. میبد از واژه های فارسی میانه می باشد که در دوره ساسانی به این شهر اطلاق می شده و در متن های تاریخی و جغرافیایی قرون اسلامی بارها از این نام یاد شده است. علیرغم آسیبهای فراوان به بافت سنتی این شهر، هنوز بسیاری از پدیده ها و عناصر شهری قدیم مانند راههای باستانی، بناها و تشکیلات وابسته به آن، کهندژ، شارستان، بیرونه و آثار گسترش شهری و بازمانده بناهای کهن را می توان در آن تشخیص داد.

شهرستان با ۱۲۷۱ کیلومتر مربع وسعت ، کوچکترین شهرستان استان یزد است و به لحاظ تراکم نسبی جمعیت ، بعد از یزد قرار دارد و همچنین دومین مرکز شهری و تجاری استان یزد محسوب میشود.

 میبد در ۵۰ کیلومتری شمال غربی یزد و جمعیت آن بر اساس آمار گیری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ ، ۷۴۳۳۳ نفر می باشد .شهرستان میبد شامل یک بخش مرکزی و دو دهستان بفروئیه و شهدا است .

از این شهرستان بزرگانی چون آیت الله حایری مهرجردی موسس حوزه علمیه قم – قاضی میرحسین – رشیدالدین میبدی صاحب کشف الاسرار – آیت الله اعرافی ظهور نموده اند.

این شهرستان مرکز زیلوبافی و سفال دست‌ساز ایرانی و پایگاه عمده تولید کاشی و سرامیک ایران میباشد .

در عرصه ایثار و شهادت نیز مردم میبد در طول هشت سال دفاع مقدس ۳۶۳ شهید، ۸۱۵جانباز ، ۷۵ آزاده تقدیم انقلاب اسلامی نموده اند.

این دیار مملو از از استعدادهای ناب است که توانسته اند ۱۲ سال رتبه برتر کنکور سراسری را به خود اختصاص دهند . در زمینه آموزش عالی نیز این شهرستان با هشت مرکز آموزش عالی دارای جایگاه ویژه ای است. این شهرستان شامل بخش مرکزی با شهر میبد و دو دهستان بفروئیه و شهدا می باشد.

فرمانداری میبد

سیمای شهر قدیم میبد (منبع: ستاد نمازجمعه میبد)

 آندسته از منابع تاریخی و جغرافیایی که معرفی شهر قدیم میبد پرداخته اند ، از دیار با عناوین : « ولایت » ، « بلد » ،« شهر » ، « شهرک » و « قصبه » و « مدینه » یاد کرده اند در این گزارشها بارزترین مشخصه ی شهرسازی قدیم میبد را« کهنسالی شهر » ، « دژ استوار » و تاًسسیات دفاعی آن دانسته و این شهر را با آوازه ی تسخیرناپذیری و استحکام معرفی نموده اند. ابن اثیر ، تاریخ قرن ششم در جنگهای داخلی آل سلجوق – در اواخر قرن پنجم – آورده است که هنگام محاصره شهر اصفهان توسط برکیارق ، خطیرالملک میبدی وزیر سلطان محمدبن ملکشاه – که گویا این جنگ خانگی را بیهوده می دانست از دروازه ای که به او سپرده شده بود ، اصفهان راترک کرد و به شهر خود میبد رفت ودر « دژ » آنجا پناهنده شد .یاقوت حموی در قن هفتم « بلد » میبد را از لحاظ شهرسازی با مشخصه ی « حصن حصین » معرفی کرده است . معین الدین معلم یزدی نویسنده قرن هشتم که خود در دستگاه حکومتی آل مظفر بوده ودر آن زمان در میبد به سر می برده است ، ضمن توصیف استحکامات دفاعی و خندق و برج و باروی میبد و فرازمندی قلعه ی شهر می نویسد که « شیخ ابواسحاق اینجو » هنگام محاصره ی شهر میبد ، بیست هزار سپاه جنگاور به « در میبد » آورده بود ولی از تصرف شهر عاجز ماند و ناگزیر به ْشتی با شاه مظفر گردید .

گزارشهاس مکتوب همچنین دربارهی موقعیت جغرافیایی و آب و هوای میبد و ساخت مجموعه ی شهر شامل : دژها ، باروها ، خندقها ، و بازار و مدرسه و مسجد و آتشکده و سایر بنیادهای شهری و نیز آبادیها ع راهها ، ایستگاههای کاروانی و… اطلاعات سودمندی ارائه داده اند که امروز می توان با توجه به بقایای آن آثار ، تصویر بالنسبه گویای از سیمای شهر قدیم میبد را به دست داد .

شهرهای باستانی ایران دارای سه بخش بنیادی یا سه عصر اصلی بوده اند :

۱)کهندژ(قهندز) ۲)شارستان( شهرستان ) ۳) بیرونه ( ربض )

جغرافیانویسان قدیم در توصیف شهرهای کهن غالباً از این سه عنصر شهری نام برده اند .

وجه تسمیه میبد:در مورد وجه تسمیه این شهر دو روایت موجود است که اشاره می شود :

۱)بنای این شهر را به میبدار از سرهنگان یزد گرد داده اند لذا منسوب به وی آنجا را میبد نام نهاده اند .
۲)روایت است که شاه موبد فرزند قباد بر اثر بیماری و بنا به درخواست پزشکی از شهر بیرون برده شده بود ، و در این منطقه چون بیماری وی کاهش یافت و حال وی رو به بهبودی گرائید به دستور قباد شهری احداث کردند نام آن را موبد گرد گذاشتند که به مرور زمان به میبد تغییر نام داده است .

لازم به ذکر است که نام هر منطقه ریشه در اعتقادات فرهنگی و مذهبی مردم آن منطقه دارد و طبیعتاً تغییر یا تحریف آن نام نیز به دلایل خاص سیاسی اتفاق می افتد.

یک روایت افسانه ای حکایت از این دارد که میبد در روزگار « کیو مرث » بنیانگذاری شد و نخستین آدمیانی که به این سرزمین پا گذاشتند ، از راه آب و دریا آمده بودند. می دانیم کیومرث را اغلباً در اساطیر ایرانی نخستین بشر و گاه نخستین پادشاه می شناختند و در کتب جغرافیایی قدیم بنیاد شهر های کهنی چون فیروزان و بلخ و … را به این شخصیت اساطیری نسبت داده اند.

چند و چون این روایت هر چه باشد ، جان مایه ی آن ، قدمت و دیرینگی این منطقه به عنوان یک زیست گاه بشری است . می شود پذیرفت که پیش از خشکیدن دریاچه ی یاد شده جماعت هایی در کنا ر آن می زیسته اند و برزه های جنوبی میبد تا دامنه های ارتفاعات شیر کوه عرصه ی بوته زارها و مراتع و منابع آب سطحی و بر خوردار از آب و هوای مساعدی بوده است که جماعت های اولیه به برکت آنها زندگی خود را سامان می داده اند. نخستین جماعت های انسانی که به این منطقه پا گذاشته اند ، شبانان خانه به دوش یا به عبارت دیگر دامدارانی بودند که این ناحیه را برای استقرارهای کوتاه مدت خود مناسب یافتند . احتمالاً بومیان اولیه ی این سرزمین شیوه های زراعت و کشت و کار دیم را نیز آموخته و یک جانشین شده بودند.
کهن ترین مراکز ده نشینی میبد یعنی : بیده ، مهرجرد ، میبد ، فیروزآباد و بارحین در دهانه ی رودخانه ی قدیمی میبد و یا به فاصله ی نزدیکی از مصب آنها قرار دارند و خود نشانه ای است که آنان نیازهای اولیه ی خود به آب را از جویبارهای دائمی یا فصلی که در بستر این رودخانه ها جریان داشته است بر می آورده اند و سپس با تغییرات آب و هوایی و کاهش آب های سطحی در این نقطه ی دشت ، ناگزیر به فنون آب یابی و کاریزکنی دست یافتند.
بنیاد نخستین روستای میبد ، « نشانگر عصر آغاز کشاورزی نسبتاً تکامل یافته در این منطقه است . از این پس باشندگان این خطه تا قرنهای با هر دو شیوه ی معشیت دامداری و کشاورزی به سر برده اند . بی گمان کوچندگان آریایی تبار ، تغییرات چشمگیری در زندگی بومیان این سرزمین پدید آوردند ، غالباً ستیزه جویانه بوده است؛ اما احتمالاً بر اطلاعات کشاوری آنها افزوده اند . قراین حاکی از آن است که برای بنیاد دژها و قلعه ها از نیروی بومیان بهره می گرفته اند.

در منابع تاریخ محلی روایت های افسانه واری است که ساخت « نارین قلعه » را به اعصار کهن و بدست « دیوان » نسبت می دهد. می دانیم که یکی از معانی « دیو » نسبتی است که اقوام آریایی به بومیان سرزمینهای تصرف شده خود را می داند. ظاهراً مادها یکی از تیره های آریایی بودند که در آن روزگار این سرزمین را در تصرف خود داشته اند.

از دوره های باستان ، یک شاهراه عمده که منطقه ی «ماد بزرگ » (جبال – عراق عجم ) را به کرمان و ایران خاوری پیوند می داده است ، از کنار میبد می گذشته است ، همچنین راههای مستقل و کهنی به ایالت های کهن و باستانی : اصفهان ، پارس و خراسان داشته که خود احتمال رفت و آمد تیره های چند گونه ی اجتماعی را مطرح می سازد. بنابر پاره ای شواهد و روایت ها ، با وجود دور افتادگی جغرافیایی ، گهگاه جابجایی برخی جمعیت ها نیز در میبد رخ می داده است.

               نارنج قلعه یا نارین قلعه 

  این بنا به عنوان یکی از کهنترین بناهای خشت خام در کشور و مهمترین آثار تاریخی پیش از اسلام به شمار می رود. این کهندژ بر فراز تپه گلی و مشرف بر شهر میبد احداث شده و بر اساس تازه ترین کاوشهای باستان شناسی قدمت این بنا به هزاره سوم پیش از میلاد در زمان سلیمان نبی (ع) ساخته شده است؛ ولی اهمیت آن مربوط به عهد آل مظفر می باشد. بنای نارین قلعه بر بالای مرتفع ترین پشته گلی شهر به ارتفاع ۲۵ متر و در زمینی به مساحت ۴ هکتار صورت گرفته که با اشراف کامل بر شهر از دور به عنوان یک عنصر شاخص دیده می شده است . تمامی بنا از خشت و گل و به شکل مطبق و تقریبا در پنج مرحله ساخته شده است. قدیمی ترین و پائین ترین بخش بنا، فضاهایی هستند که در دل زمین کنده شده اند و در گویش محلی به آنها “بوکن” گفته می شود. دیوارهای سنگین تودر تو به همراه چندین فصیل و دربند و برج و باروهایی که این بنا را از پیرامون خود جدا می کند ساختار کالبدی نارین قلعه را تشکیل می دهند . کلیه فضاها ، دیوارها ،برجها و دربندهای مشاهده شده در این بنا مجهز به تیرکشها و روزن ها و جان پناه می باشند که جنبه های تدافعی قلعه را آشکار می سازند . این بنا در اغلب دوره ها به عنوان ارگ حکومتی و گاه به عنوان پناه گاه از آن استفاده می شده است . ‌‌‌

نارین قلعه میبد (منبع: حوزه علمیه میبد)

جغرافیا نویسان قدیم در توصیف شهرهای کهن ، غالبا از سه عنصر شهری نام برده اند.این سه عنصر عبارتنداز:۱- کهندژ(قهندز) ۲- شارستان (شهرستان) ۳-بیرونه (ربض)
براساس اطلاعاتی که منابع جغرافیایی قدیم داده اند،غالب شهرهای کهن چون اصفهان ،بم ،بخارا و … دارای همین بخشهای کلی بوده اند.در بررسی ساخت و ساز شهر قدیم میبد نیز همین سه عنصر مشهود است : الف – کهندژ (نارین قلعه) ب – شارستان (محدوده حصاربست قدیم شامل محلات میبد بالا وپایین و محله کوچک) ج -بیرونه (آبادیهای پیرامون شارستان)

کهندژها غالبا در ادوار پیش از اسلام و بیشتر در عهد ماد و هخامنشی و اشکانی ساخته شده ،و ساختمانهایی منفردوپرتراکم داشته اند که بر بلندیهای طبیعی یا مصنوعی ساخته میشده اند. هدف از ساخت آنها بربالای بلندیها تسهیل در دفاع از آنها بوده است.کهندژها غالبا هسته پیدایش شهرهایی شدند که مرکزیتی اداری – سیاسی داشته اند و اصولا جایگاه پادشاهان و درباریان و نظامیان و مغان و گاهی محل استقرار معابد و نگهداری خزاین و گنجینه های حکومتی بوده است.
هرچند که به هنگام هجوم دشمن و بروز دشواری ،کلیه ساکنان این مجموعه های محصور نگهبان آن بوده اند، اما عمدتا پاسدارانی بطور موظف از آن محافظت میکرده اند که آنها را “دژبان” مینامیدند. نارین قلعه میبد دقیقا یک کهندژ است. این ساختمان کهن از معدود بناهای باستانی خشتی باقیمانده در ایران است که علیرغم گزندهای فراوان زمانه ،هنوز پایدار مانده و میتوان آنرا نمادی از هویت تاریخی و فرهنگی خطه یزد دانست.

پیشینه تاریخی:

پیشینه دور ودراز نارین قلعه نا آنجاست که این کهندژ هویتی اسطوره ای یافته است ،بگونه ای که حتی منابع تاریخی قرن ۸ و۹ نیز آنرا با توصیفهای افسانه ای درهم آمیخته اند. این رمز وراز حتی در نام قلعه نیز وجود دارد. نارین قلعه که مردم میبد آنرا “نارنج قلعه” مینامند در قدیم به “دژدالان” شهرت داشته است و قدما آنرا یکی از مراکز آغازین آبادی نشین در خطه یزد دانسته اند.
محمدشبانکاره ای این قلعه راهمان “دژسفید” میداند که درشاهنامه ازآن یاد شده است. معین الدین نطنزی در قرن نهم همین روایت را با تردید بیان کرده است. در همان زمان احمدکاتب بنای قلعه را به سلیمان نبی نسبت داده و گفته که گنجینه دفاین سلیمان به آنجا برده شده و هیچ پادشاه این قله را به جنگ و لشکرو نقب نگرفت الا آنکه رعیت بسپردند. توجه به این نکته ضروری است که روایتهای منسوب به جمشید باستانی ،در ایران بعد از اسلام به حضرت سلیمان منصوب گردیده است.

موقعیت و شناسایی فضاها:

نارین قلعه رااز آغاز برفراز تپه ی بلندی برافراشته اند که برتمام منطقه میبداشراف دارد ،به گونه ایکه پیکر قلعه از فواصل دور به صورت یک عنصر شاخص دیده میشده است. در زمانی که شارستان میبد ساخته شداین کهندژ در گوشه جنوب شرقی آن واقع گردید.
نارین قلعه به اقتضای نامش به صورت مجتمعی متراکم ومحصور در دیوارهای بلند تودرتو است. این بنا در ۵ طبقه شکل گرفته است ،البته طبقات مشخصا از هم جدانیست و درواقع نوعی شکل گیری مطبق و درهم آمیخته اماکن از کف تا بام ارگ میباشد. چندفصیل و دربند، بخشهای مختلف بالا وپایین قلعه را ازهم جدامیکرده است

گفتیم که تمامی نارین قلعه را روی یک تپه برجسته رسی ویا به قول مورخان قدیم یزد روی “کوه گل” نهاده اند.به گمانی این تپه پبش از بنای قلعه نیز به عنوان مسکن (به شکل بوکن) یا نیایشگاه مورد استفاده ساکنان منطقه قرار میگرفته است. برای پی ریزی بنای چندطبقه قلعه ،تپه زیربنای آنرا با خندقی که در اطراف آن کنده اندبه صورت مکانی مجزا درآورده اند تا دفاع ازآن میسرباشد.همچنین قسمتهایی از بدنه این “کوه گل” را تراشیده اند تا بخشهایی ازآنرا به صورت شالوده برج و باروها وقسمتهایی ازآنرا نیز به عنوان بستر فضاهای موردنیاز آماده سازند. چنانکه پیداست حتی از جدار عمودی کالبد پلکانی این تپه برساخته نیز برای تعبیه درگاه و کندن “بوکن ها” و دهانه های راهروهای زیرزمینی قلعه سود جسته اند. در این بوکنها هیچ پیرایه ای به چشم نمیخورد و از ظاهر آن برمی‌آید که حتی دروبست هم نداشته اند.
تقریبا تمامی این مجموعه متراکم را ازخشت و گل ساخته اند و دیوارها غالبا به صورت چینه و برخی خشت وگلی و برخی خشت وگل وچینه توأم است. کلیه فضاها،محوطه ها،دیوارها،برجا و دربندهای بنا مجهز به تیرکشها ،روزنها و جان پناه است که با توجه به سایر ویژگیهای دفاعی قلعه، نشاندهنده اهمیت نظامی آن در قدیم بوده است.

بخش اصلی وکهن قلعه درقسمت فوقانی مجموعه واقع گردیده است. ظاهر بنا نشان میدهد که بارها تعمیر شده است ،اما کهنترین بخشهای آن در اثر تعمیرات تازه تر نسبتا سالم مانده است. خشتهایی که در پی های این قسمتها به کاررفته است ،دارای قالبهای بزرگ و ستبر بوده و اندازه آنها اکثرا(۱۰*۲۴*۴۰) سانتیمتر میباشد، اما خشتهایی با اندازه های (۱۱*۲۸*۴۵) و (۱۰*۲۲*۳۷) سانتیمتر واندازه های دیگر نیز توأمادر همان پیها مشاهده میشود.شاید درآن زمان هنوزاندازه واستاندارد مشخصی برای قالب خشتها معین نبوده است و یا احتمالا این بخش بنا را دراقدامی شتاب آلود ساخته اند. در این قسمت آثار فرسودگیها و مرمتهای گوناگون از دوره های مختلف تاریخی مشاهده میشود و خوشبختانه همین مرمتها موجب حفاظت کهنترین بخش بنا گردیده است. به نظر میرسد که محوطه های پایینتر را در دوره های جدیدتر ساخته اند. در حیاط مرکزی قلعه که اینک آنرا از خاک انباشته اند و زمین بازی شده است ،آثار ساخت و سازهای آجری و ساروج نیزمشاهده شده است

پیمایش خیالی-واقعی نارین قلعه براساس یادها وخاطرات گذشته:

دیوار اصلی قلعه راروی یک پلان مدور (بیضوی) پی افکنده اندکه گرداگرد آنرا خندقی عریض فرامی‌گرفته است و بخش عمده ای از آن هنوز باقیست

این خندق جز در قسمت جنوبی در بقیه جهات به اندازه ای وسیع است که در آن هنگام به احتمال زیادبه صوررت میدانگاهی مناسب مورد استفاده های گوناگون از قبیل تجمعات ،مشق نظامی ،اردوها ویا کاربردهایی چون بارانداز وغیره داشته است. درگاه اصلی قلعه در ارتفاع دومتری زمین در دیوار خارجی تعبیه شده بود. این دروازه دارای دری بسیار محکم و مخصوص بود که لولای آن در کف درگاه قرار میگرفت ،بگونه ایکه با زنجیر و قرقره های محکم باز وبسته میشده و هنگام باز شدن روی سکوی مقابل بصورت “تخته پل” میخوابیده و پیاده و سواره می‌توانستند از روی آن عبور کنند.
در ودالان اصلی قلعه دارای برج نگهبانی و تأسیسات دفاعی ویژه ای بود که درهنگام محاصره های سخت و هجوم دشمن برای گشودن یا شکستن ویا سوزاندن در ورودی قلعه می‌توانستند از آن استفاده کنند. بدین ترتیب که علاوه بر روزنهای مورب و افقی برای دیده بانی وتیراندازی ،چندین سوراخ عمودی نیز در “سردرگاه” تعبیه شده بود که درصورت هجوم دشمنان به محل درگاه پاسداران میتوانستند بافروریختن آب داغ ،روغن داغ وآتش و … مهاجمان رااز محوطه درگاه قلعه برانند. دربندهای طبقات بالاتر نیز همینگونه تجهیزات داشته اند.

در پشت درگاه اصلی که درواقع دروازه قلعه بود ، یک کریاس یا دالان نسبتا بزرگ (حدود ۵۰ مترمربع) قرار داشت که سه درگاه کوچکتر ازآن جدا میشد.درهای سمت راست و چپ به “فصیل” میرفت و تمام محیط دیوار دوم را دور میزد و درگاهروبرو به مثابه دومین دربند به محوطه بزرگ داخل قلعه گشوده میشد. در و درگاه و کریاس و تجهیزات آن یک مجموعه دفاعی مستحکم ودرواقع حساسترین بخش دفاعی قلعه به شمارمیرفت.
محوطه بزرگ داخلی قلعه که میتوان آنرا حیاط مرکزی نامیددر پشت دیوار دوم جای داشت و بسیاری از اماکن و فضاهای موردنیاز ساکنان قلعه درآن قرار داشت. این محوطه که حدود ۱۰۰۰۰ متر مربع وسعت دارد،پس از ویرانگریهای اخیر از خاک وآوارها انباشته شده ،چندمتر برآمده و از کف اصلی بلندتر شده است (واینک به صورت زمین بازی درآمده است). چند طبقه از اماکن ویران شده قلعه زیر همین زمین بازی مدفون شده است. اماکن این مجموعه نیز از خشت و گل ساخته شده و برخی نیز بصورت “بوکن” در بدنه تپه زیر بنای قلعه کنده اند که هنوز آثار بخشی از آنها در جبهه جنوبی بنای قلعه پیداست.
درگاه و دربند سوم درکنار دیوار شرقی محوطه وسیع داخلی قرار دارد و خوشبختانه هنوز نیمه ویرانه ای ازآن پابرجاست و ازآنجا به دربند چهارم میرسد که درگاههای آن به “فصیل” بعدی و محوطه های نسبتا پراهمیت ارگ در طبقات بالا گشوده میشود. بخش اصلی و گویا کهنترین بخش بنای ارگ، بصورت یک مجموعه مکعبی در این اشکوب واقع گردیده است و خود شامل ۳ طبقه درهم آمیخته می‌باشد. برای رسیدن به طبقات بالاتر باید راهرو فصیل رابه سمت غرب دور زد.

دربند” پنجم قلعه در دیوار غربی ارگ قرار دارد و قسمتهای فوقانی یا به اصطلاح شاه نشین را از طبقات پایین جدا میکند. در این طبقه اتاقها و محوطه های نسبتا پاکیزه ای ساخته شده که قاعدتا مورد استفاده حاکمان بوده است. در بالاترین طبقه قلعه که هنوز بخشهایی ازآن سالم مانده است ،ایوانی روبه شمال گشوده که از این ایوان مشرف به شهر میتوانستند تمامی منطقه میبد تا چندین کیلومتر را زیر نظر داشته باشند. این ایوان را در میبد ایوان “شاه نشین” مینامند. گویا کهندژها غالبا دارای چنین موقعیت و چشم اندازی بوده اند. شاه نشین بلند و مشرف بر شهر رادر قدیم گویا “ایوان” و”کیاخره” و به عربی “طربال” میگفته اند.
ایوان شاه نشین نارین قلعه هم اینک نیز بنایی مشرف بر شهر است و ازتعمیرات نسبتا جدید آن پیداست که تا اوایل قرن حاضر نیز به گونه ای مورد استفاده بوده است

شبکه ارتباط زیرزمینی:

نارین قلعه بنابر شواهد موجود و روایتها دارای نظام پیچیده رفت وآمد زیرزمینی و ارتباط پنهانی بوده است. هنوز درباه نظام ارتباطی و نحوه کاربرد راهروهای زیرزمینی قلعه ،پژوهش جامعی صورت نگرفته است. دهانه تعدادی از این راهروها هنوز در جای جای قلعه پیداست. بسیاری از میانسالان میبدی به یاددارند که بقایای یک راهرو سرپوشیده در لای باروی بلند و ستبر قلعه وجود داشته است. ابعاد این راهرو به اندازه ای بودکه چارپایی با بار بتواند ازآن عبور کند. مردم میبد هنوز این روایت را بازگو میکنند که از این قلعه یک راهرو زیرزمینی تا محل آسیاب سنگ سیاه در غرب آبادی بیده وجود داشته است. این راهروی زیرزمینی ومخفی که به احتمال زیادبا ملاحظات سنجیده ای ساخته بودند،برای ارتباط پنهانی ،تأمین نیازمندیها،گریز از دشمن به هنگام جنگ و محاصره و … مورد استفاده بوده و خود از نشانه های اعتبار و حساسیت این کهندژ از جهت اقتصادی ،اجتماعی و نظامی به شمار میرود. میگویند درهنگام جنگ و محاصره و یا حتی در مواقع عادی ، رفت و آمدها و نقل انتقال کالاهایی که می‌خواستند دور از چشم همگان باشد، از این راهرو زیر زمینی انجام می‌داده‌اند. پشت درگاهی که منتهی به بلندتریندربند قلعه است ،دهانه یک کانال زیرزمینی پیداست که مردم آنرا دهانه همان راهرو میپندارند.

چاه و چرخ الماس:

گفتیم که کهنسالی قلعه و ناشناخته بودن برخی آثار و فضاهای آن افسانه های چندی را پدید آورده است. از آن جمله چاهی است که دهانه آن در محل دربند ارگ و درسمت راست راهرو واقع است. مردم میبد درباره این چاه ،افسانه ای را بازگو میکنند که موجب شهرت این چاه به چاه “چرخ الماس” شده است. مردم باور داشته اند که اگر کسی در کنار این چاه گوش فرا دهد ، آوای گردش چرخ الماس خواهد شنید. میگویند این چاه محل گنجینه های شاهی بوده است وبرخی نیز آنرا زندان و سیه چال میپندارند.چاه مزبور دارای ساختار ویژه ای است که صاحبنظران آنرا مربوط به دوران بی تجربگی بشر در حفر چاه میدانند وطبعا از شواهد دیرینگی قلعه است. این چاه به صورت مربعی به طول ضلع ۳۰/۱ متراست. در حفر اینگونه چاهها ،چاهکن به روش ایستاده و کمرخیز عمل میکرده است و لذا به فضای بیشتری نیاز داشته است ،حال آنکه در حفر چاه به صورت گرد،چاهکن به روش نشسته و دورانی عمل می‌کند. روش اخیر تازه تر و کم هزینه تر است. مقنیان یزداینگونه چاهها را “چاه کرمانی” یا “چاه گوری”(گبری=پیش ازاسلام) می‌دانند

 اطلاعات بیشتر در مورد نارین قلعه یا نارنج قلعه : (منبع ستاد نماز جمعه میبد)

نارین‌قلعه یا نارنج‌قلعه مهمترین بناى تاریخى شهرستان میبد است. این قلعه از بناهاى مربوط به دوره اشکانی و قبل از اسلام است و در دوران مظفریان تعمیراتى در آن صورت گرفت. اطراف آن خندقی بوده است و نقب های زیر آن گاهی تا یک فرسنگ امتداد دارد.در محرم ۷۴۴هجری قمری جنگ سرنوشت سازی که باعث پیروزی آل مظفر بر چوپانیان گشته در این محل اتفاق افتاده است. مساحت این قلعهٔ هفت‌‌طبقه، سه هکتار و داراى برج و بارو و دربندهاى متعدد است و بالاى تپه‌اى مسلط بر شهر میبد قرار دارد. قطر پایین‌ترین حصار قلعه که قسمت بزرگى از آبادى میبد را در بر مى‌گرفت، پنج و در بعضى قسمت‌ها به بیست متر مى‌رسیده است.

نارنج قلعه چهار برج گرد بلند دارد و باید دانست که آنچه امروز از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه هایی از برج ها و باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است. کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بوده است و بیشتر آن را باغ ها و قنات ها و آسیاب در بر می گرفته است. تا همین نزدیکی ها زیباترین بادگیرها و خانه ها و کوچه های سابات دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله ی زیبا می توانید شاهد باشید.

نارنج‌قلعه داراى اتاق‌هاى متعددى بوده است که در حال حاضر قسمت‌هایى از این اتاقک‌هاى کوچک تودرتو، موجود است و بسیارى از آنها نیز به علت قرار گرفتن در طبقات پایین و ریختن راهروها هنوز کشف نشده است. مردم محل بر این اعتقادند که بناى این قلعه مربوط به دوران سلیمان پیغمبر است

 سامانه کاروانی میبد (منبع: حوزه علمیه میبد)

سامانه ی کاروانی میبد، یک مجموعه ی معماری کهن است که کارکرد اصلی آن تأمین رفاه کاروانیان ، خدمات سفر و گردشگری ، راهداری و نیز انجام مبادلات پستی و ارتباطی قدیم بوده است . این مجموعه در مسیر شاهراه باستانی «ری – کرمان ، در پشت دروازه ی غربی شارستان قدیم میبد شکل گرفته و از دوره های دور تاریخی تا پنجاه سال پیش ، کارکرد پررونقی داشته است

رباط میبد ، در واقع یک ایستگاه بزرگ کاروانی در مسیر این معبر شرقی – غربی ایران بوده است که از شرق به سوی یزد ـ کرمان و سیستان تا ماوراء النهر و از سوی غرب به عقدا ، نائین و اصفهان ، کاشان و ری تا بین النهرین می رسیده است . با توجه به موقعیت دوایالت مهم باستانی ایران یعنی ( ری و کرمان ) در این مسیر ، آ ن را شاهراه ری – کرمان خوانده اند.

این راه علاوه بر اینکه معبر دیرین نظامی و بازرگانی منطقه بوده است ،‌پس از اسلام ، مسیر عمده ی رفت و آمدهای زیارتی مکه و حجاز و نیز عتبات کربلا و نجف گردید ؛ چنانکه تا همین اواخر ، به نام «راه کربلا »خوانده می شد و راهی پررفت و آمد بود

با توجه به نیاز حیاتی کاروانیان به «آب » وجود سرچشمه ی کاریز کهن « کثنوا» را می توان عامل اصلی بنیاد این مجموعه دراین نقطه از شهر به حساب آورد. در این ایستگاه کاروانی ، طی سده ها وسالیان گذشته ، بر پایه واقعیت ها و نیازها ، عناصر متعددی با کارکرد های ویژه پدید آمده که هر یک به نوعی در پایداری این سامانه مؤثر بوده اند و عبارتند از :

۱ ـ سرچشمه و بخشگاه قنات

۲ ـ برج و بارو ودروازه شارستان

۳ـ کاروانسرا ( رباط )

۴ـ آب انبار

۵ـ چاپارخانه

۶ـ یخچال خشتی

۷ـ گورستان

توضیح: در این تصویر محدوده غربی شارستان و مجموعه کاروانی میبد دیده می‌شود. محموعه کاروانی در یک مسیر ممتد از بالای سمت چپ تصویر تا پایین سمت چپ کشیده شده است.

سرچشمه و بخشگاه آب قنات 

برای کاروانیانی که از پهنه ی بیابان می رسیدند ، آب نخستین و مهمترین نیاز بوده است وسامان دهندگان راهها ناگزیر بوده اند به هر طریق ممکن ، آب مورد نیاز منزلهای کاروانی را تأمین کنند و یا ایستگاهها را در آبگاههای پایدار بنا سازند . با این حساب ، وجود سرچشمه ی کاریز خوش آب «کثنوا» عنصر اصلی و اولیه شکل گیری این سامانه ی کاروانی در این نقطه بوده است .

برج و بارو و دروازه شارستان 

 بخشی از برج و باروی غربی شارستان

بخشی از برج و بارو و خندقها و نیز دروازه ی غربی شارستان قدیم میبد ، درست در ضلع شرقی ستگاه کاروانی و چسبیده به‌آن ، دیده می شود . این همسایگی بسیار نزدیک با شهر و امکان برخورداریهای گوناگون از آن در دنیای پر بیم و هراس قدیم ، موقعیتی بسیار ویژه برای این ایستگاه به شمار می آمده است ؛ بنا بر این امتیازها، سامانه ی کاروانی میبد طی سده های گذشته همواره پایداری وتوسعه یافته است .
کاروانسرا (رباط)

این کاروانسرا که گویا بر جایگاه کاروانسرای قدیمی تری ساخته شده ، از جمله کاروانسراهای سبک صفوی و یکی از کاملترین کاروانسراهای بین راهی به شمار می رود .

ساختمان کاروانسرا شامل : ساباط (با پوشش یزدی بندی )، ایوانهای بیرونی ، هشتی ورودی ، حیاط مرکزی ، حوضخانه و مهتابی و چهار هشتی زیبا و فضاهای سرپوشیده ی (سول) شرقی و غربی و جمعاً صد ایوان و اتاق و اجاق برای استفاده کاروانیان بوده است .

پلان کاروانسرای میبد

رستوران شاه عباسی

هم اکنون اداره میراث فرهنگی میبد و یک مرکز فرهنگی (کتابخانه مرکز اسناد) در بخشی از بنا استقرار یافته و سول (سالن) شرقی آن جایگاه موزه زیلوهای تاریخی میبد و سول (سالن) غربی آن نیز به عنوان رستوران سنتی و کافی شاپ (سفره سرای شاه عباسی)زیر نظر «شرکت تعاونی جهانگردی جاده ابریشم میبد »مورد استفاده همگانی است .

 رستوران شاه عباسی

آب انبار کلار 

این آب انبار که به نام«کلار» نامیده می‌شود، درست روبروی در ورودی کاروانسرا جای گرفته و توازن معماری زیبایی به ساباط و سردرگاه بخشیده است . از ارتباط تنگاتنگ آب انبار و کاروانسرا پیداست که این بنا، در این مجموعه ی منزلگاهی، بسیار مهم و مورد نیاز کاروانیان بوده است .

ساخت آب انبار، بر اساس سنگنوشته ی آن مربوط به قرن ۱۱ هجری قمری (۱۰۷۰) است و به روشنی همت معمار و هدف سازنده خیرخواه آن را برای بهره مندی رهگذران از آب گوارا، بیان می‌کند .

از ویژگیهای ساختاری آب انبار کلار، استفاده ی سنجیده ی معمار از موقعیت توپوگرافی زمین در ساختن مخزن و پلکان آن است ؛ به گونه ای که خستگان راه، تنها با چند پله ی انگشت شمار به «پاشیر» آب انبار می‌رسیده اند .

آب انبار کلار هنوز هم به عنوان یک منبع آب آشامیدنی قابل بهره برداری است .

 آب انبار کلار، بخشی از مجموعه کاروانی

چاپارخانه
بنای دژمانند چاپارخانه میبد در کنار راه باستانی ری ـ کرمان و در جانب غربی کاروانسرا واقع است . این بنا هرچند که چهره و ساختار چاپارخانه‌های قاجاری دارد ؛ اما گویا در جایگاه چاپارخانه ی قدیمی‌تری ساخته شده است .

وظیفه ی چاپارخانه‌ها، نگهداری و تیمار تعدادی اسب تیزرو و پیک تازه نفس، جهت ارسال و مبادله ی سریع نامه‌هاو امانت‌های مهم بوده است ؛ از این رو چاپارخانه به صورت قلعه و دژ ساخته شده که دفاع و حفاظت از آن میسر باشد و این اهمیت از برجها و دیوارهای بلند و روزنه‌های دیده بانی و تیراندازی و موقعیت خوب دفاعی آن پیداست.

این چاپارخانه، پس از دایر شدن اداره ی پست، کاربری خود را از دست داد و ساختمان آن ویرانه ای شده بود که در سالهای اخیر به همت انجمن یادگارهای فرهنگی میبد و با مساعدت میراث فرهنگی در یک روند ده ساله به صورت کنونی مرمت گردید و باشماره ۲۷۶۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید . اکنون این بنای تاریخی جهت بهره برداری و تبدیل به موزه« پست »به صورت امانی به اداره کل پست یزد واگذار گردیده است .

چاپارخانه

یخچال خشتی میبد

این محل در نزدیکی نارین قلعه میبد با گنبدی زرد رنگ و مخروطی شکل قرار گرفته است. بنای آن از خشت و گل و ستونهایی اسکلت مانند از آجر و خشت پخته ساخته شده است. مورد استفاده آن در قدیم چنین بوده که در زمستانها قسمت مخروطی شکل و کوچکی داخل آن را پر از آب می کرده اند؛ بر اثر سرما آب داخل گودی مخروطی شکل یخ می زده و جهت دوام بیشتر روی آن با مقداری از کاه پوشانده می شده است.

یخچال میبد با قدمتی که به پیش از دوره قاجار می‌رسد، یکی از معدود یخچالهای به جای مانده در استان یزد است . ساختمان یخچال میبد به مانند دیگر یخچالهای مناطق کویری، از خشت و گل ساخته شده و ساختار معماری آن بر اساس محاسبات بسیار سنجیده اقلیم شناسی برای کارکردهای ویژه بوده است .
بخشهای عمده و اصلی این بنای باشکوه و سودمند عبارتند از : دیوارهای سایه انداز، حوض یخبند، مخزن یخچال وگنبد
دیوارهای شرقی و غربی و جنوبی در زمستان، سایه سار سردی در محوطه شمالی یخچال فراهم می‌ساخته که در شبهای چله با انداختن آب قنات به حوض پهناور و کم عمق آن محوطه و تکرار این کار در شبهای متوالی، قطعات بزرگ یخ ساخته می‌شده و پس از شکسته شدن به مخزن یخ در زیر گنبد یخچال انتقال داده می‌شده است .

اطلاعات بیشتر (منبع: حوزه علمیه میبد)

یخچالهای قدیمی یکی از بهترین تاسیسات ساختمانی اند که جهت ذخیره سازی انرژی سرما به یادگار مانده اند. متاسفانه اکثر یخچالهای استان یزد در دهه های اخیر ازبین رفته اند، لیکن یخچالهای ابرکوه و میبد هنوز استوار و پابرجا هستند که یخچال میبد از بهترین های موجود است.
برحسب اطلاعات و آثارموجوددوساختمان یخچال درمیبد وجود داشته است: یکی در قسمت جنوب شهر و در کنار راه کاروانرویی که روبروی رباط اصلی شهرواقع است. خوشبختانه هنوز قسمت اعظم این بنا پابرجاست ویکی از نمونه های چشمگیر معماری اینگونه آثارمحسوب می شود. یخچال دیگری نیز در قسمتهای شمالی میبد قرار داشته است ویک آبادی بزرگ در مجاورت این بنا نام خود را از این بنا گرفته است یا از نام دیگری به یخچال تغییر نام داده است وهنوز هم این آبادی پابرجاست . یخچال مذکور در حدود سی سال پیش ، پس از احداث خیابان اصلی و نوسازیهای مربوط به آن ویران شد ودیگر اثری ازآن باقی نیست ، تنها در جلد اول کتاب “یادگارهای یزد ” اثر آقای “ایرج افشار”، عکسی از آن به یادگار مانده است.
یخچال ها به دلیل ضرورت های تکنیکی در عرصه نسبتا وسیعی بنا می شده اند و قاعدتا در زمین هایی ساخته می شدند که نفوذپذیری خاک آن نسبتا کم باشد. تمامی مصالح ساختمان یخچال ها از خشت وگل وکلا از چهار بخش عمده است: الف:حوض یخبند ب:دیوارهای سایه انداز ج:مخزن یخ د:گنبد بزرگ

الف- حوض یخبند: محوطه ای مستطیلی ، بزرگ و کم عمق در قسمت شمالی ساختمان . ژرفای این حوض یخبند حداکثر نیم متر است و با سه دیوار بلند در جهتهای جنوبی ، شرقی و غربی احاطه شده است. این حوض معمولا در زمینی هموار کنده می شده است و هیچ گونه مصالحی در ساخت آن به کار نمی رفته است.
ب- دیوارهای سایه انداز: سه دیوار ضخیم و بلند که در جهت های جنوبی ، شرقی و غربی محوطه یخبند ساخته میشودو این محوطه حوض یخبند را به یک سایه سار بسیار سرد تبدیل می کند که در تمام طول زمستان آفتاب در پشت آنها قرار داردو حوض یخبند را بسیار سردتر از محوطه های اطراف آن نگه می دارد ودر واقع با همین تکنیک “ایجاد سایه سار بسیار سرد” آب در حوضچه ها یا حوض جلوی یخچال یخ می بندد وبه شرحی که خواهیم گفتاین یخهابه مخزن یخچال منتقل میگردد. ارتفاع این دیوارها در یخچال میبد در حدود ۸ متر و طول دیوار جنوبی ۴۲ متر و دیوارهای شرقی و غربی ۲۰ متر است.ضخامت دیوارها را حدود ۲ متر گرفته اند.

ج – مخزن یخ: مخزن یخ یامحل انباشتن قطعات یخ در یخچال گودال قیفی بزرگی است که در زمین کندهاند و درپائین ترین قسمت آن یک راه “هرزآب”تعبیه کرده اند که به چاه عمیقتری راه دارد. این هرزآب در واقع راه آبی است که به تدریج یخهای آب شده را به خارج از مخزن یخ می راند. جدار مخزن قیفی شکل یخدان را معمولا فقط با کاهگل می پوشانند. عمق این گودال در یخچال میبد حدود ۶ متر است که بر گرد محیط آن یک راهرو نسبتا عریض(۵/۱ متر) برای رفت وآمد ایجاد شده است

د – گنبد بزرگ: روی مخزن قیفی یخچال را یک گنبد بزرگ مخروطی می پوشاند ودر واقع همین گنبد بزرگ است که با دیوارهای ضخیم و حجم بزرگ، حفاظ مناسبی برای نگهداری یخهای مخزن به وجود می آورد. این گنبد بزرگ در پشت دیوار جنوبی و در میان آن درست بر روی مخزن برپا می گردد و دارای دو درگاه در شمال و جنوب می باشد که هنگام انباشتن و برداشتن یخها از آنجا رفت و آمد می شود.

ویژگیهای ساختمان یخچال میبد

محوطه یخبند یخچال میبد حوض گلی کم عمقی به مساحت تقریبی ۸۰۰ مترمربع وبه عمق تقریبی ۰/۵ متراست. دیوارهای بلند سایه انداز به ضخامت ۲ متر و بلندی ۸ متر است که به چند طاق نما و ستون تقسیم شده است. طول دیوار جنوبی ۴۲ متر و دیوارهای شرقی و غربی هریک ۲۰ متر است. یک درگاه اصلی به پهنای ۲/۲ مترو بلندی ۲ متر در میان دیوار جنوبی به مخزن و گنبد راه دارد و تقریبا تمام رفت وآمدها و انبار کردن و تخلیه کردن یخ از این درگاه صورت می گرفته است. درگاه دیگری به قرینه آن در سمت شمال گنبد تعبیه شده که نقش چندانی نداشته و غالبا آنرا می بسته اند. درگاه اصلی را نیز فقط در هنگام رفت وآمد بازمی کرده اند. مخزن قیفی یخچال را در زمین رسی سختی کنده اند ، قطر دهانه این مخزن ۱۳ متر وگودی آن ۶ متر است. علت حفر مخزن قیفی یخچال در این زمین رسی سخت همانگونه که قبلا نیز گفتیم جلوگیری از نفوذ آب در زمین است. گنبد بزرگ ومخروطی یخچال بر شالوده ای از زمین سخت بناشده ، به گونه ای که نخستین خشتهای گنبد را بلافاصله روی همان بستر زمین سخت بنا نهاده اند. سطح قاعده دایره ای این گنبدحدود ۳۰۰ متر مربع است و ارتفاع گنبد تقریبا ۱۵ متر است.

پهنای دیوار خشتی جدار گنبد از پائین به بالا به طرز ماهرانه ای کاهش می یابد به گونه ای که از۲/۴ متر در قاعده به ۲۰ سانتیمتر(پهنای یک خشت) در نوک گنبد می رسد. تعداد رگهای خشتی گنبد ۲۵۰ عدد شمارش شده است.

کارکرد یخچالها

فعالیت یخچالها اصولا در دو هنگام و در دو فاصل نسبتا کوتاه از سال صورت می گرفته است. یکی در “چله” زمستان و دیگری در “چله” تابستان. درچله زمستان که فصل تهیه و انبار کردن یخ بودهاست ، شب هنگام مقداری آب وارد محوطه یخبند می کرده اند. آب در هوای سرد زمستان ودر پناه سایه سار دیوارهای بلند مقداری یخ می بسته که اگر ضخامت آن به اندازه کافی بوده آن را به قطعات کوچکتر تقسیم می کرده و به مخزن منتقل می ساخته اند ودر غیر این صورت شبهای دیگر نیزآب به آن حوض وارد می کرده و در دفعات متوالی یخها به صورت مطبق روی هم می بسته و سپس آن را میشکسته و به مخزن انتقال می داده اند. یخهای داخل مخزن را با لایه های پوشال و چوب و … از هم جدا ونهایتا از هوای مجاور ایزوله می کرده اند و پس از پرشدن مخزن درهای گنبد را با خشت وگل و اندودکاهگل می بسته اند. یخهای انباشته تا فصل تابستان که هنگام بهره برداری ازآن بوده است در حفاظی از زمین و پوشال و دیوارهای ضخیم خشتی و گنبد بزرگ نگهداری می شده است.

یخچال میبد که همانند دیگر یخچالهای قدیمی امروزه کاربری اصلی خود را از دست داده بود در سالهای اخیر به همت انجمن مردمی و سازمان میراث فرهنگی، مرمت و احیاء و با شماره ۱۸۲۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید .

گورستان
همچنان که امروزه ایستگاههای قطار و پایانه‌های مسافری در نقاط بیابانی و یا شهرها و آبادیها هر یک موقعیت و امکانات و اعتبارات خاص خود را دارند، در گذشته نیز عوامل گوناگون به منزلهای کاروانی موقعیت‌های ویژه‌ای می‌بخشیده‌اند ؛ مثلاً (دسترسی به‌ آب شیرین، آذوقه‌های انسان ودام، امنیت بار و مسافر، امکانات درمانی و بستری شدن بیماران و حتی امکانات خاکسپاری درگذشتگان بین راه).

برای خاکسپاری درگذشتگان مسیر، مخصوصاً اشخاص نامدار، معمولاً‌در منزلگاههای کنار شهرها، گورستانی احداث می‌شد که مردگان را یا به شکل دائمی یا موقت و سپرده ای به خاک می سپرده اند . این مزارها بعضاً زیارتگاههای معتبری می شدند .

منزل کاروانی میبد را می توان یک منزل بسیار ویژه به شمار آورد ؛ زیرا عناصر کارآمد گوناگونی در این سامانه ی کاروانی شکل گرفته اند و از آن جمله گورستانی است که مردگان بومی و غیر بومی را در آن به خاک می سپرده اند. از بقایای آن گورستان «آرامگاه سادات» و تعدادی گور«سپرده‌ای» و مزاری است که به قاضی میرحسین میبدی نسبت می‌دهند

  –مسجد جامع فیروزآباد

این مسجد در مرکز فیروزآباد واقع شده است. بالای سر در بزرگ ورودی، کتیبه ای چوبی به خط نسخ و در ستون سمت چپ این مدخل منظومه ای در رثای قاسم بن حسن، شهید کربلا بر یک لوح کاشی ۲۵ × ۳۰ سانتیمتر دیده می شود. در بالای محراب ایوان تابستانی کتیبه ای با کاشی معرق به خط نسخ و متضمن آیه ای از قرآن وجود دارد. زیر این کتیبه یک قطعه کاشی کاری معرق با نقش گل و بوته از قرن نهم هجری و دو شمسه از کاشی معرق در دو طرف محراب قرار دارد.

    –برج کبوتر خانه :

این برج که در حال حاضر به برج فرمانداری معروف است تنها کبوترخانه موجود در شهر می باشد .

 قدمت برج کبوترخانه میبد به دوران قاجار برمی‌گردد و در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در جنوب شرقی باروی قدیم شهر میبد واقع شده است. این برج به صورت استوانه‌ای ساخته شده و دارای تزیینات قطار بندی آجری و گچی است که مانع تردد مارها به داخل برج می‌شود، ولی در برج‌های مکعبی و چند قلو ترفندهای دیگری مانند ایجاد قوس به داخل انجام شده است.

این برج دارای ۴۰۰۰ لانه پرنده است. زمانی که کبوتران احساس خطر می‌کنند به طور ناگهانی به پرواز در می‌آیند که این امر موجب ایجاد ارتعاشی داخل برج می‌شود و برای رفع این مشکل، علاوه بر ساختن یک طبقه در میانه برج، طاقهایی بین استوانه خارجی و داخلی ایجاد کرده‌اند تا طول برج کاهش یافته تا ضمن استحکام سازه از ارتعاشات نیز جلوگیری می‌کند.پوسته عظیم خشتی با شش جرز داخل ، اعضای اصلی کالبدی بنا را تشکیل می دهند . ورودی کوچکی در سمت غرب این برج قرار دارد و دو رامپ پله حرکت عمودی این مجموعه را فراهم ساختهست .
بدنه جرزهای برج کبوترخانه ازحفره هایی به ابعاد ۲۰*۲۰ سانتیمتر ساخته شده که هر یک آشیانه کبوتران می باشد . چهاربرجک و یک برج میانی بر روی سقف در جهت ورود و خروج کبوتران قرار داشته و رنگ تند مقرنسها عامل جذب پرندگان بوده است . ‌‌‌

نوارهای گچی اطراف دیوار، تله مارگیر، گنبد کنگره‌ای و طاق بندی با گچبری‌های خاص از دیگر ویژگی‌های برج کبوتر خانه میبد است.ساخت کبوتر خانه، یکی از تجربیات ارزنده کشاورزی سنتی یزد و اصفهان است که‌در استان یزد دو کبوترخانه میبد و کسنویه باقی مانده است.پیش از رواج کودهای شیمیایی کشاورزان مناطق کویری یزد واصفهان از فضله پرندگان برای افزایش بهره‌وری خاک استفاده می‌کردند وبرای‌این منظور بناهایی که کبوترخانه نامیده می‌شد، در اطراف آبادی‌ها می‌ساختند.

– قلعه مهرجرد :

     این قلعه که در محله مهرجرد واقع شده است نمونه قلعه‌هایی است که در تمامی آبادیهای منطقه میبد وجود داشته و تنها باقیمانده این قلعه ها در منطقه است.

   این بنا دارای چهار برج در چهار گوشه و یک برج به عنوان درب ورودی در سمت جنوب است. خندقی که در حال حاضر چیزی از آن باقی نمانده است چهار سمت بنا را محافظت می کرده است . کلیت این بنا سه طبقه ، با پله هایی که ارتباط عمودی را میسر می ساخته است. انواع مختلف پوششهای خشتی که در معماری ایران وجود داشته است در این بنا مشاهده می شود. قلعه مهرجرد علاوه براینکه به عنوان انبار مورد استفاده قرار می گرفته ، مکان امنی برای پناه گرفتن و نیز در دورانی از آن به عنوان مکتب استفاده می شده است .

       قلعه بارجین :

قلعه بارجین در یکی از آبادیهای حوزه شرقی میبدو به همین نام واقع شده است.این بنا توسط اربابان زرتشتی محل بنا شده است.

کاربری بنا به منظور پناه گرفتن در مواقع ناامن بوده و جنس اصلی مصالح به کاررفته در بنا از گل و خشت می باشد.بنای قلعه برروی دو طبقه ساخته شده ودارای چهار برج ساده در چهار گوشه و یک ورودی در سمت شمال می باشد.در بالای سردر ورودی اتاقی قرار دارد که مختص ارباب قلعه بوده است.پلان قلعه به صورت حیاط مرکزی می باشد که اتاقها در اطراف حیاط واقع شده اند . پوشش اتاقهای طبقه اول به صورت طاق ضربی و در طبقه دوم به صورت فیل پوش می باشد. مهمترین تزئیناتی که در بنا به کار رفته قاب بندیهایی می باشد که در جبهه شرقی و غربی مشاهده می‌شود .

       کاروانسرای شاه عباسی :

این کاروانسرا که گویا بر جایگاه کاروانسرای قدیمی تری ساخته شده از جمله کاروانسراهای سبک صفوی و یکی از کاملترین کاروانسراهای بین راهی به شمار می رود . این کاروانسرا به شیوه معروف چهار ایوانی و با آجر ساخته شده و به لحاظ برخورداری از فضاهای متنوع و تجهیزات ایمنی قدیم و جریان همیشگی آب و جهات بهداشتی یکی از رباطهای کم نظیر منطقه بوده است . ساختمان کاروانسرا شامل ساباط با پوشش یزدی بندی، ایوانهای بیرونی ، هشتی ورودی ، حیاط مرکزی ، حوضخانه و مهتابی و چهار هشتی زیبا و فضاهای سرپوشیده ی سول) شرقی و غربی و جمعاً صد ایوان و اتاق و اجاق برای استفاده کاروانیان بوده است .

هم اکنون میراث فرهنگی میبد و یک مرکز فرهنگی کتابخانه مرکز اسناد در بخشی از بنا استقرار یافته و سالن شرقی آن جایگاه موزه زیلوهای تاریخی میبد و سول (سالن) غربی آن نیز به عنوان رستوران سنتی با نام سفره سرای شاه عباسی  مورد استفاده همگانی است .

        آسیاب دوسنگی بیابان محمد آباد  :

این آسیاب کم نظیر ،در عمق چهل متری زمین و در مسیر قنات «قطب آباد» احداث شده است و هیچ گونه مصالح ساختمانی در ساخت آن به کار نرفته است . چاههایی به عمق ۴۰ متر ،روشنایی فضای داخلی و تهویه هوا را تأمین می کنند . قدمت این آسیاب بالغ بر ۱۵۰ سال می باشد .

       آب انبار حاجی علی محمد یا موزه سفال :

آب انبار حاجی علی محمد با قدمتی نزدیک به نیم قرن از بناهای دوران متأخر می باشد . ساختار این آب انبار مانند سایر آب انبارهای بین راهی میبد می باشد . فضای اصلی جهت استراحت ، نمازخواندن و … بر وری راه پله احداث شده است .

خزینه در سمت جنوب بنا واقع شده و با دو بادگیر و گنبد آجری در محدوده زمین مصلی خودنمایی می کند . موقعیت ویژه این آب انبار در مسیر گردشگری میبد از مهمترین دلایل مرمت این آب انبارجهت احیاء و تبدیل به موزه سفال میبد است.

       امامزاده خدیجه خاتون :

       امامزاده خدیجه خاتون بنای آرامگاهی است که بر روی مزار بی بی خدیجه از فرزندان امام موسی بن جعفر بنا گردیده و قدمت آن به دوران قاجار باز می گردد .

این بنا در جنوب بافت تاریخی مهرجرد و در کنار قبرستان و مدرسه تاریخی آن قرار داشته و ساختار آن از یک گنبدخانه مرکزی با صحن و ایوان و ورودی (شمالی) و یک دور رواق در سه راستای دیگر (شرق وغرب و جنوب ) اجرا گردیده است . مصالح عمده مصرفی این بنا خشت بوده و تزئینات لایه های داخلی آن با اندود گچ اجرا شده است . ‌‌‌

       مسجد جامع بفروئیه :

مسجد جامع بفروئیه از جمله مساجد جامع میبد با سبک تابستانه ـ زمستانه می باشد که قدمت آن با توجه لوح کتیبه سردر ورودی غربی آن به قرن نهم هجری قمری بازمی گردد . تابستانخانه این مسجد با پوشش گنبدی و شامل ایوانی بلند و در دو طبقه بنا شده است . گرمخانه مسجد که چهره امروزی دارد در ضلع شرقی گنبدخانه با اندکی اختلاف سطح بنا شده ، و گویا در ادوار بعد از ساخت گسترش یافته است . در سمت قبله گنبدخانه فضایی وجود دارد که هم به عنوان محراب مورد استفاده قرار می گیرد و هم روزنه بادگیری است که هوای زیر گنبد را خنک می کند . در ضلع شمالی مسجد تزئینات کاشی و سرامیک و ساخت یک منار دیده می شود که در دوره اخیر صورت گرفته است .

-فرودگاه قدیمی انگلیسی ها  – کیلومتر ۱۶ کمربندی شرقی میبد – اردکان

فرودگاه انگلیسی ها از دیگر جاذبه های گردشگری میبد ، فرودگاهی است که توسط انگلیسی ها یا به نقلی پرتغالی ها در زمان جنگ جهانی دوم (۱۹۵۴-۱۹۵۱) ساخته شده است.

هدف از ساخت این فرودگاه به روشنی مشخص نمیباشد ولیکن گمان میرود به منظور کمک به روسها در جنگ جهانی دوم احداث شده باشد (پایگاهی در مرکزیت کشور و در قلب کویر ایران و دور از دسترس دشمنان و وقوع در منطقه ای دورافتاده و مخفی). هر چند که قبل از ساخت آن نا تمام به حال خود رها شده که احتمال میرود علت آن، پایان جنگ جهانی و بازگشت انگلیسی ها باشد.

وضعیت فعلی ساختمانها ، مناسب نبوده در حال تخریب میباشد و متاسفانه درب و پنجره آن همگی کنده شده اند.

این بنا با شماره ۱۴۵۱۷ مورخ۱۶اسفند۱۳۸۴ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است

.

[heading text=”شهرستان مهریز” tag=”h3″ align=”center”]

  شهرستان مهریز درجنوب استان یزد و در ۳۰کیلومتری شهریزد و در کنار جاده استراتژیک تهران ـ بندر عباس (یزد ـ کرمان) قرار دارد. این شهرستان از سمت شمال به بخش مرکزی شهرستان یزد،از سمت شرق به بخش مرکزی شهرستان بافق و بخش مرکزی شهرستان شهربابک از استان کرمان، از سمت جنوب به شهرستان خاتم و سیرجان و از سمت غرب به بخش نیر و شهرستانهای ابرکوه و تفت محدود می باشد .ادامهارتفاعات شیرکوه در بخش غربی این شهرستان موجب تشکیل سفره های غنی آب زیرزمینی وتعدیل هوای آن نسبت به دیگر نقاط استان یزد شده است. این شهرستان دارای یک بخشمرکزی و پنج دهستان به اسامی: ارنان، بهادران، تنگ چنار، میانکوه و خورمیز و ۴۶۸ آبادی است. ۴۳ روستای بخش مرکزی دارای شورای اسلامی و دهیاری مصوب می باشند. تاریخ بنای مهریز و اطراف آن مربوط به پیش از اسلام است. بنای مهریز را به مهرنگاردختر انوشیروان نسبت داده اند. آب و هوای شهرستان معتدل و بیابانی است و اینمنطقه با شرایط خاص جغرافیایی موقعیت طبیعی (دارابودن سراب ها، قله های برف گیر وآب و هوای معتدل کوهستانی) در حاشیه کویر، از مهریز گذشته برای کاروان های تجاری وافواج نظامی (یزد – فارس و یزد – شرق ایران) شاهراهی حیاتی ساخته است و هم اکنوننیز با قابلیتهای تفریحی – گردشگری از جمله چشمه پرآب و زیبای غربال بیز، منطقهتفریحی کوه ریگ و آثار باشکوه تاریخی خشتی و غیره… همواره پذیرای خیل کثیری ازگردشگران داخلی و خارجی میباشد.  این منطقه با قنوات و کاریزهایی که به دیگر مناطق یزد جاری می ساخته و می سازد و همانند قلبی است که آب، این مایه زندگانی را به دیگر اعضا و جوارح یزد گذشته و حال ارزانی می دارد. شهرستان مهریز با داشتن آب و هوای مناسب شرایط بسیار خوبی را برای کشت انواع محصولات باغی و زراعی از قبیل : پسته، گردو، بادام، انجیر، آلو، زردآلو، گندمو جو فراهم آورده است ضمن اینکه این شهرستان یکی از مهمترین مراکز کشت پسته بابیشترین میزان در استان تلقی میشود. مرکز شهرستان مهریز « شهر مهریز» می باشد. این شهرستان تا قبل از سال ۱۳۵۸ یکی از بخش های شهرستان یزد بوده که در این سال از سوی وزرات کشور به شهرستان تبدیل شده است. این شهرستان با وسعت ۱۴۶۸۴کیلومتر مربع، بر طبق آمار سال ۸۵ دارای جمعیتی معادل با ۴۴۳۹۷ نفر بوده است.

      به دلیل حاصلخیزی اراضی اینشهرستان، بیشتر مردم این منطقه به کار کشاورزی اشتغالدارند. یکی از چشمه‌های پر آبی که بخش عمده آب کشاورزی منطقهمهریز و یزد را تأمین می‌کند، چشمه زیبا و تماشایی «غربالبیز» در نزدیکی روستای«مدوار» است. مردم این منطقه در کنار کشاورزی و دامداری به صنایع دستی نیز اشتغالدارند. از مهم‌ترین صنایع دستی این شهرستان می توان از قالی بافی نام برد. نقشه‌هایاصیل فرش مهریز با طرح‌های یزد و کرمان بافته و به بازار عرضه می شود. از دیگرصنایع دستی این شهرستان می توان آهنگری، سریشم ، گیوه بافی، سبدبافی و چاقوسازی رانام برد.وجود بناهای تاریخی که سیر تحول و دوره های معماری را در این شهر معرفی می کند همه و همه دال بر غنای فرهنگی و پیشینه آباد تاریخی این منطقه است(بناهای باستانی محوطه غربال بیز اشکانی، قلعهخورمیز ساسانی، قلّاع و کاروانسراهای دوره های مختلف معماری اسلامی). وجود بناهای باشکوهاقتصادی (کاروانسراها، باغ ها و…) سیاسی، نظامی (عمارات اربابی، قلاع روستاییعظیم و…) مذهبی (مساجد، قدمگاه ها، حسینیه ها و…) تدافعی – دیده بانی (برج هایدیده بانی) و سازه های عظیم خشتی – آجری زیادی که درسطح این شهرستان پراکندهاند،خودگواهی است بر عمران و آبادانی این منطقه در گذشته. متون تاریخی و نسخ خطی، بنای شهرمهریز را به «مهرنگار»  دختر انوشیروان ساسانینسبت می دهند. اما آنچه مهم است با توجه به نقش نگاره هایی که بر سنگهای کوه ارنانمنقش شده است این شهر قدمتی بیش از ده هزار سال دارد و پدیدار شدن آثار کهن، بامعماری عالی توسط کاوشگران بیانگر این ادعاست.

وجه تسمیه مهریز

       شهرستان مهریز بعنوان یکی از شهرهای تاریخی و باستانی و از جمله شهرهای بسیار قدیمی استان یزد بشمار می رود. وجود آثار ارزشمند تاریخی در نقاط مختلف این شهر دلیل محکمی بر این مدعاست. همچنین با توجه به کاوش های اخیر در منطقه بهادران مهریز و بدست آوردن ظروف مفرغی و نیز سنگ نوشته های بسیار قدیمی می توان تاریخچه پیدایش مهریز را به سال های بسیار دورتر از این در نظر گرفت. در نشریه گردش در  مقاله معرفی یزد در مورد قدمت مهریز چنین آمده است:

     « قرن ها قبل از اسلام در این نقطه شهـــری وجود داشته اســـت که « مهــریز»   (۳۵ کیلومتری جنوب شهرفعلی) بوده و آثاری که از آنا بدست آمده نشان می دهد که این شهر از شهرهای قدیمی و متعلق به دورانی است که در گور مردگان وسایل جنگ می نهادند. »

      کتب قدیمی یزد، شهر مهریز را منسوب به مهرنگار دختر انوشیروان ساسانی می دانند و از آن شهر به قصبه « مهریجرد » یاد می کنند که در گذشته «مهرگرد»، «مهریگرد»، «مهرجرد»، «مهریجرد»، «میگرد»، « میجرد» نامیده شده است و همچنین خورمیز را بنام  «هرمیز » برادر او و دژ دفاعی آن را نیز منسوب به او می دانند. نمونه های از اشارات کتاب های قوق بدین شرح است: « …. نام مهریجرد مکرراً در کتاب جامع الخیرات دیده می شود و موقوفات متعددی را « سیدرکن الدین و سید شمس الدین» در آبادی های آنجا داشته اند .

      مهریز ناحیه‌ای است شامل مجموعه‌ای از روستاهایی کهنام قدیم آن‌ها مهریجود بوده و به مهرنگار دختر انوشیروان نسبت داده شده است. اماتا قبل از ۱۳۱۸ وجه تسمیه مهریز دقیقاً مشخص نبود. مهریز در حدود ۱۶ قرن قبل (درزمان حکومت ساسانیان) ناحیه‌ای طبیعی درجنوب دشت یزد و دامنه جنوب شرقی شیرکوهبوده و قنات‌هایی از آن سرچشمه می‌گرفتند که در مواردی پس از طی یک مسافت ۴۰کیلومتری به مظهر خود می‌رسیدند. اما «مهرنگار» دختر انوشیروان دستور می‌دهدقنات‌هایی در منطقه احداث شوند که با طی مسیر کمتری به مظهر خود برسند. پس از آنکهاین قنات‌ها موجبات آبادانی قصبه یا ناحیه مربوطه را فراهم آوردند، فرمانبردارانشاهزاده ، آبادی جدید را «مهرگرد» نامیدند عنوان مهرگرد در گذشت زمان به « مهریجرد» تبدیل شد و امروزه مهریز خوانده می‌شود.این تاریخ باشکوه نشان از قدمت دیرینه و بسیار قدیمی این منطقه از استان یزد می دهد که در جای جای این شهرستان هنوز هم می توان آثار و ابنیه گرانقدری را از آن زمانها مشاهده نمود.

محلات و روستاهای مهریز

       شهر مهریز از اتصال محلات پراکنده توسط باغات و اراضی مزروعی به وجود آمده است. محلات مهم شهر مهریز عبارتند از: استهریج، بغدادآباد، مزویر آباد، منگاباد و مهرپادین.

        مهمترین روستاهای شهرستان مهریز نیز عبارتند از: سریزد، میرک آباد، عصمت آباد، باغ دهوک، حسین آباد، مزرعه هرفته ،خورمیز سفلی و علیا ، مدوار، ارنان، تنگ چنار، منشاد ، بهادران،  بنادک سادات ، علی آباد ، چهل گزی ، گردکوه ، مهدی آباد ، کریم آباد و سرو .

آب های زیرزمینی

مورخان پیشینه پیدایش «کاریز» در ایران را در هزاره سوم پیش از دوره معاصر دانسته وآنها را بیانگر تلاش شگفت انگیز آدمی برای زندگی و سازندگی و روشن ترین سند تاریخ و مدنیت ساکنان این سرزمین پنداشته اند.

به هر حال خاکهای رسوبی شهر یزد را باید طبیعی ترین مکان برای آغاز سکونت و زراعت در این ناحیه بدانیم و با وجود روند کاهنده ای که همه آبهای سطح الارضی منطقه تا کنون داشته، احتمالاً مردمانی که در حوزه این شهر به کشاورزی می پرداخته اند،تا چند هزاره به آبهای زیرزمینی و کاریز نیازمند نبودند.کاریز کنی در این منطقه اقدامی برای جبران کمبود آب کشاورزی و تأمین نیازهای شهری یا انتقال زیرزمینی آبهای جاری سطحی از دره ها و کوهپایه ها به بخش های گسترده دامن دشت به منظور کشاورزی و  بهره وری از خاک خوب و حاصلخیز آن بوده است.

مهمترین قنواتی که در خارج از شهر مهریز مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از:

« قنات حسن آباد مشیر، قنات دولت آباد، قنات محمد آباد، قنات فهرج،   قنات مریم آباد و قنات یعقوبی»

قنات های مورد استفاده در مهریز

 مهریز از نظر آبهای شیرین زیر زمینی در سطح استان بسیار غنی است و علاوه بر قنوات مورد استفاده در خود منطقه اغلب قنوات مورد استفاده در شهر یزد و روستاها و آبادی های اطراف آن از این منطقه سرچشمه می گیرند. مادر چاه این قنوات بر روی مخروطه افکنه های ارتفاعات غربی قرار دارد و مادر چاه چند قنات دیگر در زیر چشمه غربال بیز واقع است. از مهمترین قنوات عبارتند از:

قنات مهرپادین، قنات خورمیز، قنات بغداد آباد، قنات مزویر آباد،  قنات منگاباد،قنات حسین آباد بغداد آباد و قنات عصمت آباد.

از جمله قنات هایی که آب آنها در خارج محدوده شهرستان مورد استفاده قرار می گیرد ولی مبدأ آن در محدوده مهریز است قنات دولت آباد می باشد. این قنات همچون باغ دولت آباد از یادگارهای محمد تقی خان یزدی در قرن یازدهم هجری است که در گذشته مشتمل بر  ۹ رشته به طول مجموع ۷۰ کیلومتر بوده است.در حال حاضر تنها پنج رشته آن به نامهای باقر خان، تقی آباد، بغداد آباد، مهدی آباد و دولت آباد دایر و دو رشته دیگر خشکیده اند.

به طور کلی پیشکار این پنج شاخه در جنوب غربی و غرب شهر مهریز در جوار چشمه غربال بیز،کوه ریگ و کوه مگسل قرار دارد و ۵ شاخه مذکور به هم پیوسته و بعد از گذشتن و گردش در کوچه باغ های این شهر توسط راهرو زیرزمینی ، با طی مسافتی حدود ۳۵ کیلومتر به موازات جاده اصلی یزدـ مهریز و بعد از چرخاندن در آبشاهی ـ خرمشاه،  باغ دولت آباد را مشروب می نموده است.

پوشش گیاهی ـ زراعتی

اکثر باغات منطقه را باغات پسته ، بادام، انار و … تشکیل می دهد که با توجه به آب و هوا و خاک مساعدتر ،کیفت انواع آن بسیار خوب بوده، به طوری که یکی از اقلام بزرگ صادرات مهریز اقلام مذکور است.

از دیگر درختان میوه: انجیر، انگور، گیلاس، آلبالو، توت،گلابی، شفتالو، زرد آلو، سیب، گوجه سبز و گردو می باشد.

از درختان غیر مثمر این منطقه: چنار , بید، بید مشک و به میزان کم سرو و کاج قابل ذکرند.

از مهمترین گیاهان زراعی مهریز: گندم ، جو، یونجه، منداب(شبدر) ،کنجد،آفتابگردان، سیب زمینی ، چغندر قند و انواع سیفی جات می باشد.

جمعیت شناسی

طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان مهریز بالغ بر ۴۴۳۹۷ نفر می باشد که از ۱۱۶۹۷ خانوار تشکیل شده است.

از این تعداد جمعیت ۲۳۰۲۸ نفر مرد و ۲۱۳۶۹ نفر زن می باشد و نرخ رشد شهرستان نسبت به سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ ، به میزان ۴/ . درصد می باشد.

بر اساس آمار سال ۱۳۷۰ تراکم نسبی ۴/۴ نفر و تراکم زیستی ۳/۱ در هکتار می باشد.

بر اساس برآورد مدیریت جهاد کشاورزی مهریز این شهرستان دارای ۵/۵۳۸۴۹ هکتار زمین زراعی و آیشی است.

این شهرستان در دهه گذشته پس از شهرستان یزد بالاترین میزان نرخ رشد جمعیت را در میان سایر شهرستا ن های استان یزد داشته است.

تراکم نسبی جمعیت

تراکم نسبی جمعیت در شهرستان مهریز, برابر با ۰۷/۵ نفر در هر کیلومتر مربع می باشد، در حالی که این میزان در شهر مهریز به ۸/۹۱۷ نفر در هر کیلومتر مربع می رسد که بیانگر تراکم نسبتاً بالای جمعیت در مرکز شهرستان می باشد به عبارتی شهر مهریز ۱/۳۴ درصد از جمعیت شهرستان را در خود جای داده است در حال که کمتر از ۲/۰ در صد از وسعت آن را شامل می شود که علت آن را می توان ضعف کشاورزی نقاط روستایی و فراهم بودن امکانات اقتصادی و رفاهی بالنسبه مناسبتر در مرکز شهرستان دانست که سبب مهاجرت روستاییان به سوی مرکز شهرستان می گردد.

بر اساس سرشماری های قبلی و نیز آمار جمعیتی بدست آمده ، میانگین تعداد افراد در خانوارهای شهرستان مهریز ۵۴/۴ نفر است که در مقایسه با سایر نقاط کشور ، مطلوب به نظر می رسد و می تواند بیانگر علم و آگاهی مردم نسبت به مضرات افزایش جمعیت باشد.

تمدن در غربالبیز

منطقه غربالبیز و کشف بقای تمدن و فرهنگ کهنسال ایران در این منطقه نشان می دهد از هزاره دوم قبل از میلاد، غربالبیز سکونت گاه اقوام مختلف بوده است. همچنین آثار مربوط به عصر مس در غربالبیز که شامل مجسمه انسان، حیوانات مختلف و انواع سرنیزه در اندازه های گوناگون بوده است، حاکی از سابقه طولانی این منطقه است.

آثار و بناهای تاریخی شهرستان مهریز 

بدون تردید ابنیه تاریخی و آثار باستانی شهر مهریز از جمله مظاهر ذوق و هنر ایرانی بشمار می رود. وجود این آثار علاوه بر این که نمونه ای بارز از استعداد و کوشش مردم مهریز را بدست می دهد قدمت این سرزمین را نیز به خوبی نمایان می سازد.

در شکل گیری و تکوین فرهنگ بومی منطقه همانند سایر مناطق کویری کشور، طبیعت و مبارزه انسان های واحد نشین آن را باید از عوامل اساسی و تعیین کننده به شمار آورد. بافت معماری و ویژگی های شهر مهریز که یکی از روشن ترین جلوه های فرهنگ و شناسنامه گویای زندگی کویری است،  بشدت متأثر از اقلیم ناسازگار و مصداق عینی مقاومت در مقابل کویر و حفظ حیات در این شرایط آب و هوایی است.

وجود ده ها اثر تاریخی از جمله مساجد، رباط ها، قلعه ها، آب انبارها، بازارچه ها، کاروانسراها، قنات ها، بادگیرها و سردابه ها، کوچه های پیچ در پیچ و دیوارهای بلند همگی نشان از پیش روی فرهنگ و تمدن در گستره طبیعت قهار این شهر است.

 مساجد

خصوصیات کلی مساجد مهریز:

۱ـ اغلب مساجد تاریخی مهریز چه مساجد جامع و چه غیر آنها، متعلق به دوره صفویه   یا ما قبل آن می باشد.

۲ـ در شهرستان مهریز مجموعه مسجد، آب انبار، حمام و حسینیه در کنار هم ساخته می شده که این خصوصیت، مساجد مهریز را از جاهای دیگر متمایز می سازد.

۳ـ گذشته از ساختار قدیمی و معماری سنتی که در مساجد مهریز مشاهده می شود دلایل و شواهد فراوانی دال بر قدمت آن هاست از جمله:

الف) وجود کتیبه های سنگی، چوبی و گچی که معمولاً یا بر در سر ورودی مساجد و یا در محراب و یا بر درهای قدیمی آن منصوب و مرقوم شده است( مثل مسجد باغ بهار و مسجد منگاباد)

ب) وجود زیلوهای قدیمی که حتی قدمت بعضی از آن ها به چهارصد سال می رسد.

ج) بادگیرهای بسیار نازک که در بعضی از مساجد هنوز پابرجاست( مثل مسجد سرحوض)

۴ـ مساجد تاریخی مهریز دارای دو قسمت تابستان خانه و زمستان خانه و یا به عبارتی سردخانه و گرم خانه می باشند. در فصل های گرم از تابستاخانه استفاده می شده و در فصول سرد از زمستانخانه استفاده می کردند.

 ۵ـ در اغلب مساجد تاریخی این شهر سیستم نورگیری آن ها بوسیله سنگ های بسیار زیبا و شفاف مرمر صورت می گیرد، بدین صورت که این سنگ ها را در وسط سقف های دوری(قوسی) نصب می کردند و نور کافی را به مساجد می رساندند

 معرفی برخی مساجد تاریخی مهریز

مسجدجامع مهرپادین:

این مسجد از بناهای سده هشت هجری قمری بوده و دارای گنبد، ایوان، شبستان و منار است. منار آن بر سر در مسجد ساخته شده و با کتیبه ای از کاشی معرق تزیین شده است. بر اساس متن کتیبه مسجد در اوایل سده هشت هجری قمری توسط “محفوظ بن محمد” ساخته شده است. مسجد فوق با بیش از ۹۰۰ سال قدمت، یکی از با ارزشترین آثار بجای مانده در این شهرستان است. این مسجد دارای گنبد، ایوان، شبستان، منار و نیز فضاهای تابستانه و زمستانه به ترتیب با ۱۰۰۰ و ۱۸۰۰ متر مربع مساحت می باشد. همچنین یک زیلو که بافت آن به ۲۲۳ سال پیش برمی گردد در این مسجد دیده می شود.

مسجدجامع باغبهار :

قدیمی ترین مسجد بغدادآباد «مسجد جامع باغبهار» موسوم به « مسجد ملا مسعود» که در سال ۹۸۹ هجری می زیسته است. این مسجد توسط مرحوم« ملامسعود» که از تجار نامی یزد بوده، ساخته شده است. مسجد باغبهار در کنار حسینیه بزرگی به همین نام قرار گرفته است. همچنین در مجاورت آن آب انباری قدیمی قرار داشته که در دوران گذشته مورد استفاده مردم و اهالی منطقه قرار می گرفته است. در دوران شکل گیری انقلاب و پس از آن فضای پشت حسینیه و تکیه باغبهار بعنوان کانون مبارزات انقلابیون مهریزی و نیز دفتر حزب جمهوری اسلامی مهریز، فعالیت های پرثمری را ارائه داده است. درحال حاضر این مسجد جزء آثار باستانی بشمارمی آید و قریب به ۳۴۰ سال سابقه قدمت دارد. نام ملا مسعود و تاریخچه مسجد روی درب ورودی مسجد حک شده است .

مسجدجامع منگاباد:

« مسجدجامع منگاباد» بعد از تخریب اولیه توسط خیری به نام« حاجی ناصر» تجدید بنا شده است. سنگ محراب مسجد که دور تا دور آن آیه الکرسی به خط نسخ منقور شده،   قدیمی ترین و براساس روایت تاریخی از قرن نهم هجری است.

مسجدجامع سریزد:

احداث بنای مسجد جامع سریزد بنا به روایتی به ۱۴۰۰ سال پیش باز می گردد که مصادف با ورود مسلمانان به رهبری حضرت امام حسن مجتبی(ع) به یزد و نابودی یزدگرد و برقراری حکومت اسلامی در این مرز و بوم است.

مسجد جامع خورمیز :

مسجد جامع خورمیز در ۳ کیلومتری مهریز و در روستای خورمیزسفلی واقع شده است. طبق تحقیقات محلی و بازدیدی که توسط کارشناسان میراث فرهنگی بعمل آمده است قدمت این مسجد را دوره صفویه و حتی ماقبل آن تخمین زده اند اما کتیبه یا نشانه ای که قدمت دیرینه مسجد را معین کند وجود ندارد.

رباط ها و کاروانسراها

از جمله یادگارهای پرارزش ایران کاروانسراها است که روزگار کهن به دلایل گوناگون و ارتباطی چون جریان اقتصادی، نظامی، جغرافیایی و مذهبی بنیاد گردیده است و در ادوار مختلف به تدریج توسعه و گسترش یافته است. عصرطلایی و شکوفایی احداث کاروانسراهای زیبا از زمان سلسله صفویه آغاز می شود. از انواع کاروانسراها از نقطه نظر معماری می توان به کاروانسراهای« مدور» وکاروانسراهای« چهار ایوانی» اشاره نمود. تعداد کمی از کاروانسراهای ایران با نقشه مدور بنیاد گردیده است. این نوع کاروانسراها بسیار جالب توجه و از نظر معماری حایز اهمیت فراوان است.

  معرفی تعدادی از این ابنیه تاریخی و فرهنگی در شهرستان مهریز

رباط زین الدین:

رباط زین الدین در۶۰ کیلومتری جاده یزدـ کرمان، حدود ۵۰۰ متر خارج از جاده قرار گرفته است. فاصله آن تا شهر مهریز حدود ۳۰ کیلومتر است. تاریخ احداث بنا به دوره صفویه   (۱۰۰۷ تا ۱۰۳۰ هجری قمری) برمی گردد.

رباط کرمانشاه:

رباط کرمانشاه که کرمانشاهان هم گفته می شود، آبادی کوچکی بر سر راه یزد به کرمان به فاصله شش فرسخ از رباط زین الدین است که از قدیم الایام حدفاصل میان خاک این   دو شهر بوده است.

رباط نو سریزد:

رباط نو سر یزد در انتهای آبادی سریزد در پایان راه( خیابان) اصلی عبوری در میان آبادی و در مجاورت آب انبار و مسجد جامع سریزد و به فاصله کمی از رباط قدیمی و خشتی موجود قرار گرفته است.

رباط شمس:

این رباط در جاده یزد ـ کرمان واقع شده است. این رباط در عصر صفویه بنا شده و دارای ساختمانی آجری و نقشه ای مربع شکل است و پنج برج دیده بانی دارد. ورودی ساختمان در ضلع غربی قرار دارد و به هشتی منتقل می شود.

کاروانسرای شاه عباسی:

این کاروانسرا در فاصله ۳۵ کیلومتری جاده یزدـ کرمان در روستای علی آباد و در حاشیه شهر مهریز قرار دارد. پلان این کاروانسرا از نوع پلان چهار ایوانی است که از آجر ساخته شده و بانی آن« شاهزاده معارف دوست محمد ولی میرزا» پسر فتحعلی شاه بوده است. بنای آن از سمت جاده دارای چهارده صفه و بلندی دیوار آن پنج متر است و چهار برج در چهار گوشه دارد.

قلعه ها

انسان در روزگار گذشته همواره در معرض خطرات پیرامون خویش قرار داشته و برای تأمین امنیت و بقای خود به اشکال مختلف به مقابله با آن می پرداخت. یکی از ساده ترین شیوه ها این بودکه دیواری گرد محل سکونت خویش بنا کند و زیستگاه خود را در آن ایمن سازد. بنابراین نوعی بنای محصور متناسب با وضعیت و شرایط طبیعی و جغرافیایی محل سکونت خود پدید آورد که قلعه «جلگه ای یا دشتی» نامیده می شود. قلعه های جلگه ای گونه ای از معماری سنتی این سرزمین بودند که هسته اصلی شهرهای امروزی را پدید آوردند و راه را برای شهرهای امروزی هموار ساختند.

قلعه مهرپادین( دوره افشاریه) :

قلعه مهرپادین یکی از آثار باستانی شهرستان مهریز می باشد که مابین جاده یزد ـ کرمان و خیابان انقلاب در قسمت ورودی زمین های کشاورزی آن منطقه قرارگرفته است.

قلعه خورمیز:

قلعه خورمیز دارای طول و عرض ۳۲ ×۶۳  متر و ۶ برج می باشد. چهار برج چهار گوشه و ۲ برج در قرینه یکدیگر در جهت طول قلعه ساخته شده اند.

قلعه سریزد:

قلعه سریزد یکی از زیباترین و سالمترین قلعه های جلگه ای این سرزمین است که در نوع خود بی نظیر است. این قلعه از خارج شامل دیواری به ارتفاع۲ متر گرداگرد است که قبلاً دارای ارتفاع بیشتری بوده است. خندقی به عمق ۲ متر و عرض ۵ تا ۶ متر در اطراف قلعه، حصار و باروی قلعه که ارتفاعی حدود ۶تا ۷ متر دارد و گرداگرد قلعه را فرا گرفته و دارای ۹ برج دیده بانی مدور به ارتفاع ۸ تا ۹ متر در گوشه ها و میانه اضلاع می باشد.

  قلعه هرفته( متعلق به دوره زندیه):

« قلعه هرفته» خارج از روستای هرفته و حدود ۲۰۰ متر با روستا فاصله دارد و در کنار قبرستان کنونی می باشد. قابل ذکر است در گذشته نه چندان دور، هنگامی که مردم هرفته قصد بیرون آمدن از قلعه را کرده و تمایل پیدا کردند که در خانه های جدا از یکدیگر زندگی کنند خانه های مسکونی نزدیک قلعه و آبادی های آن که تقریباً دراطراف بود در اثر مهاجرت سکنه و به مرور زمان تخریب شد و جز تلی از خاک چیزی از آن ها بر جای نماند.

 خانه ها

تأثیراقلیم برمعماری مسکونی مهریز :

بمنظور رهایی از تابش آفتاب خانه ها در خلاف جهت تابش نور و با دیوارهایی بلند که همواره یکطرف خانه را در پناه سایه قرارمی دهد ساخته شده است. درخانه ها با دو کوبه زنانه و مردانه به همراه شکست فضای ایوان نشانگر تأثیر بارز فرهنگ مذهبی در معماری بومی منطقه است. معمولاً سطح ایوان و حیاط خانه را به خاطر سوار شدن (آب)، دو سه پله پایین تر از سطح کوچه بنا میکردند که در نتیجه نسشت و رسوب سرما درکف گود حیاط و سرخوردن آن به داخل زیر زمین محیط خنکی را در تابستان ها ایجاد می کرد. شکل حیاطها عمدتاً چهارگوش بوده که در هر سو به مناسبتی ، اتاقهای تعبیه شده و در شمال یامشرق ، اتاقهای زمستانی به خار آفتابگیر بودن و در سمت جنوب یا غرب حیاط، تالار و  یا مهمانخانه بنا می شده است. در جلوی هرکدام ازاتاق ها معمولاً پیشگاه با صفه ایوان مانند و بدون درب قرار دارد که مانع ورود شن به داخل اتاق هاگردیده و فضایی برای تجمع تابستانه اهل خانه است. در شهر و روستا شکل کلی و بافت اصلی معماری، کم و بیش یکسان است. گرچه در روستاهای کوهستانی متناسب با وضعیت اقلیمی ، بجای بادگیر از سقف های گنبدی شکل استفاده می شود، روی هم رفته عامل اصلی در ترکیب و شکل گیری معماری سنتی آبادی ها، اقلیم و محیط کویری منطقه است.

ویژگی های معماری سنتی در مهریز

بادگیر، سردابه، دیوارهای قطور، سقف های گننبدی و … مشخصه بارزی در این زمینه است. از سوی دیگر سادگی در سبک و نوع معماری از ویژگی های قابل توجه معماری منطقه است که بی شک متأثر از نوع مصالح مورد استفاده ( خشت و گل) و تأثیر عوامل اقتصادی و فرهنگی مانند قناعت مردم منطقه است. این ویژگیها امروز از محیط پیرامون و زمینه های فعالیت، ابزار مناسبی پدید آورده و در جهت نیازها، رفاه و آسایش بیشتر، ابزار مورد استفاده را تحول و تکامل بخشیده است.

جایگزینی وسایل مدرن و راحتی بخش زندگی منجر به ضعف کارکرد عناصر مختلف معماری شده و تا حدودی ساخت آنرا نیز دستخوش تحول کرده است. این تحولات در اشکال جدید از کمرنگ شدن مکانیزم مقابله با کویر شروع شده و با رعایت جنبه های تزیینی و پیچیدگی نسبی در سبک معماری ادامه یافته است. از بین رفتن بادگیر، بلندی ساختمان ها، استفاده از آجر به جای خشت و گل و تغییر فضا داخلی محل های سکونت و تبعیت از اشکال مدرن خانه سازی از آن جمله اند. این روند اجتناب ناپذیر به مرور فرهنگ معماری منطقه را از قابلیت های برجسته همسازی و انطباق با محیط تهی نموده و بافت های ناهمگون و  دوگانه ای در فضای زیستی پدید آورده است. در مساکن جدید، عملکردهای سنتی سکونت از میان رفته و در جهت بهره گیری از وسایل رفاهی جدید شکل گرفته است.

جاذبه ها تاریخی و طبیعی و گردشگری مهریز

 دروازه مهریجرد :

ازاین دروازه درجامع الخیرات چند بار یاد شده است. از اشارات مندرج در آنجا بر می آید که این دروازه نزدیک مصلای کبیر بوده و از آن دروازه بطور مستقیم به دارالشفای صاحبی که نزدیک بدان بوده می رسیده و درجای دیگر آنجا را نزدیک محله سرریگ می نویسد. –à خانه سر یزد :

بنایی است کوچک در محله سفلی سریزد در نزدیک مسجد جامع، این ناحیه محلی برای جمع آوری نامه بوده است. بنای نامبرده تاریخ ساخت دقیق ندارد اما زمان بنای آن به  ۷۰۰ الی ۸۰۰ سال پیش بازمی گردد که چاپار بران( نامه رسانان) پیغام یک شاه را به   شاهدیگریمی رساندند.

نقوش تخته سنگ ارنان:

تخته سنگ ارنان و نقش های آن یکی از دستاوردهای هنری کهنسال است این تخته سنگ در نگاه اولیه دو صحنه مجزای شکار را مجسم می کند در سمت راست و قسمت بالای سنگ تصویر بزرگی از هجوم حیوان درنده و انسانی روبروی آن حیوان که احتمالاً مورد حمله واقع شده است. در پشت سر حیوان مردی نیزه به دست با خصوصیات بدنی مخصوصی به حیوان حمله کرده است و نیزه خویش را در بدن حیوان فرو برده است. آنچه برای بیننده قابل توجه می باشد، شیوه زندگی ترسیم شده دراین تصاویر و این که انسانهایی با تاریخ طولانی در این منطقه و سرزمین از استان یزد زندگی می کرده اند. باتوجه به بررسیهای باستان شناسی بعل آمده در منطقه ارنان، تاریخچه و قدمت این آثارکه مربوط به قدیمی ترین نقوش آن است احتمالاً به عصر آهن یعنی۱۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح برمی گردد و قدمت جدیدترین آنها که با خطوط اسلامی توأم است مربوط می شود به سال ۷۱۳ هجری قمری و بنا به اظهارات باستان شناسان، این نقوش مربوط می شوند به نوعی هنر تفننی و سرگرم کننده برای چوپانان و شکارچیان به هنگام گذر و یا اقامت فصلی در این منطقه.

سرو کهنسال مهریز :

در کویرخشک یزد و در محدوده شهرستان مهریز سرو تناوری به قدمت تقریبی متجاوز از هزار سال و دارای ارتفاعی حدود ۱۵ متر وجود دارد که از شگفتی های این جهان  حیرت انگیز و از دیدنیهای شهرستان مهریز می باشد.

آب معدنی چاه گله:

آب معدنی چاه گله در ۴۰ کیلومتری مهریز واقع شده و مورد استفاده اهالی و مسافران می باشد. مزه آن شیرین وگرم است.

رودخانه فصلی منشاد:

این رودخانه از محل سرچشمه تا انتهای روستای گل افشان پذیرای مسافرین در روزهای تعطیل است. همچنین طرح پلکانی رودخانه دره منشاد بعلت منظره زیبایی که در محدوده فاصله کم دوکوه طرفین رودخانه (حدود ۲۰۰ متر) بوجود آمده یک نقطه دیدنی برای مسافران بوجود آورده است.

کوه ریگ:

یکی ازاماکن دیدنی و جذاب و یکی از نقاط تفریحی و ورزشی شهرستان مهریز می باشد . از نظر علمی تپه ریگ مذکور در اثر وزش بادهای محلی و جمع شدن مقدار زیادی ریگ در کنار یک کوه سنگی بوجود آمده است در واقع کوههای سنگی که در محل وزش باد قرار دارند مانع عبور ریگها شده و چون سدی ریگ ها را در پشت خود جمع کرده اند.

دره آدروشک:

این دره یکی از مکان های تفریحی شهرستان مهریز می باشد که در فاصله ۱۳ کیلومتری این شهر قرار دارد. با توجه به این که بسیار سرسبز و دارای چندین چشمه طبیعی می باشد لذا چشم هر بیننده را به خود جلب می نماید. همچنین یخچال این دره حتی در فصل تابستان پوشیده از برف بوده و میوه ها و درختهای فراوانی مانند: « گردو، بادام و درخت سپیدار و انوع سیفی جات » در این دره وجود دارد. دره آدروشک همچنین زیره آن نیز بسیار معروف است.

دامگاهان:

دامگاهان دره ای می باشد که در ۱۲ کیلومتری شهرستان مهریز و در فاصله ۵ کیلومتری زمین های لابید قرار دارد. کوه هایی که این دره را احاطه کرده اند بسیار صعب العبور است. این دره دارای چشمه ساری است و در طول زمستان کوه های آن برف گیر می شود و از اول فروردین تا ۲۰ تیر ماه آب آن بسوی مهریز جاری می شود. آبی که از این کوه جاری می شود بسیار روان و خنک و گوارا می باشد.

باغ پهلوانپور:

باغ تاریخی پهلوانپور در محله مزویر آباد شهرک شهید زارعین واقع است و طی شماره ۶۳۳۴ توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ثبث آثار ملی رسیده است. تاریخ احداث بنا به اواخر دوره قاجار می رسد.

چشمه غربالبیز:

چشمه غربالبیز از مناظر کوهستانی جذاب مهریز است که در دامنه کوهی به همین نام قرار گرفته است. اطراف چشمه دارای پوشش گیاهی درمنه است. آب غربالبیز بصورت سرریز از مظهر چشمه ظهور میکند که حفره های چشمه در وسعت ۴۰ متر مربع پراکنده شده است. همچنین مساحت تقربیی آبریز چشمه ۱۰ کیلومتر مربع است.   آب چشمه غربالبیز از حفره های متعدد در دامنه کوه بیرون می آید. محل خروج آب بصورت حفره ای عمود بر سطح لایه است که از درز و شکاف های آهکی ناشی می شود. بیشترین میزان آب دهی چشمه غربالبیز ۱۲۷۰ لیتر در ثانیه است که در زمان بارندگی و عمدتاً در فصل بهار صورت می گیرد. از جمله ویژگی های آب چشمه غربالبیز این است که آب آن تغییر رنگ نمی دهد و کیفیت آن نیزتغییر نمی کند و با اینکه از شکاف کوه خارج می شود دارای ماهی نیز می باشد و راز این چشمه هنوز برای مردم ناگشوده مانده است.

 – منطقه حفاظت شده کالمند بهادران:

کالمند منطقه ای است وسیع و دارای ارتفاعات متعدد با تپه ماهورهای پراکنده که زمین های آن بایر و پوشیده از گیاهان مناطق کویری است. کالمند زیستگاه وحوش و پرندگان متعددی است. همچنین دارای منابع متعددآب آبشخورهای طبیعی برای حیوانات وحشی منطقه می باشد.

 صنایع دستی مهریز

مهمترین صنایع دستی شهرستان مهریز عبارتند از:

« چاقو سازی، سبدبافی، گیوه دوزی، قالی بافی و نوغانداری»

درحال حاضراز بین این صنایع و هنرهای قدیمی ماندگار تنها « قالیبافی» در شهرستان مهریز رونق خوبی دارد، بطوری که حدود ۴۰۰۰ دستگاه دار قالی در سطح شهرستان وجود دارد. صنایع دستی علیرغم اینکه میتوانست نقش مهمی در ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوار و گذران سالم اوقات فراغت داشته باشد، لیکن با توجه به تحولات دنیای کنونی و اینکه استقبال چندانی توسط جوانان از مشاغل و صنایع دستی بعمل نمی آید ضرورت زمبنه سازی لازم جهت ایجاد آموزشکده صنایع دستی در شهرستان بخوبی احساس   می شود تا گامی موثر در رونق این بخش صنعتی برداشته شود.

[heading text=”شهرستان یزد” tag=”h3″ align=”center”]

شهرستان یزد اولین شهر خشت‌خام و دومین شهر تاریخی جهان است. این شهرستان به دلیل وجود جاذبه‌های شغلی، رفاهی و تمرکز اداری پرجمعیت‌ترین شهرستان این استان به شمار می‌رود شهرستان یزد با وسعت ۲۳۹۷ کیلومتر مربع به عنوان مرکز استان یزد می باشد. و با جمعیتی حدود چهارصدوپنجاه هزار نفر، تقریباً نیمی از کل جمعیت این استان را تشکیل می‌دهد. یزد شهر بادگیر ها و نگین کویر چندین سده پیش از آمدن اسکندر مقدونی به ایران، ناحیه ای آباد و از اهمیت نظامی، راه‌داری و بازرگانی برخوردار بود. در دوران ساسانیان، استخر بزرگ ترین کوره فارس بود و ناحیه یزد، بزرگ ترین منطقه استخر به شمار می‌رفت. یزد هم‌اکنون از سوی شمال به شهرستان های میبد و اردکان، از خاور به شهرستان های اردکان و بافق، از باختر به استان اصفهان و از جنوب به شهرستان تفت، ابرکوه و مهریز محدود می شود. انواع صنایع ماشینی سنگین و صنایع سبک و دستی در این منطقه رواج دارد. زبان‌شناسان نیم زبان‌های (لهجه‌های) جدید ایرانی را به دو دسته باختری و خاوری تقسیم کرده‌اند. لهجه یزدی جزو نیم‌زبان‌های مرکزی دسته باختری است که در بخش باختری فلات ایران، تا حدود مرزهای عراق رواج دارد.در بیش‌تر نیم‌زبان‌های مرکزی از جمله لهجه شیرین یزدی، اثر آمیختگی کم‌تری با زبان عربی دیده می‌شود. زرتشتیان یزد به زبان نیاکان خویش ـ زبان فارسی دری ـ سخن می‌گویند. زبان زرتشتیان یزد به دلیل پاره‌ای عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آمیختگی بسیار با زبان فارسی پیدا کرده،‌ به طوری که آهنگ ناتوان شدن و حتی، فراموش شدن آن روز به روز تندتر می‌شود؛ ولی گونه زبان دری برخی از روستاهای یزد از جمله روستای «زین‌آباد» که کم‌تر زیر رخنه این عوامل بوده، پاک‌تر و دست‌ نخورده‌تر از گونه دری شهرستان یزد باقی مانده است. فرش بافی، چاقو سازی، سبد بافی، سنگ تراشی، پارچه بافی، زیلو بافی، سرامیک، سفال سازی، کرباس بافی، طلا و نقره کاری از مهم‌ترین صنایع دستی یزد به شمار می‌روند.شهرستان یزد از دیدنی‌های متعددی برخوردار است که مجموعه امیر چخماق، مسجد جامع کبیر، زندان اسکندر، مجموعه حمام و بازارخان، خانه لاری‌ها، بقعه دوازده امام، باغ دولت‌آباد، موزه آیینه و روشنایی، مجموعه تاریخی هشت، مسجد چهل محراب، مسجد یعقوبی، دخمه زرتشتیان، آب انبار شش بادگیر، آتشکده زرتشتیان، مسجد ملا اسماعیل، خانقاه نعمت‌اللهی، خانه محمودی، بقعه سید شمس‌الدین، مسجد ریگ، گنبد مصلی عتیق، بقعه شیخ احمد فهادان تنها برخی از آن‌ها به شمار می‌روند.یزد سرزمین قنات ها نیز است. در سی کیلومتری جنوب باختری شهر یزد، در دره‌ای به عرض تقریبی یک و نیم کیلومتر، شش رشته قنات به نام‌های «وقف‌آباد»، «رییس‌الدینی»،«میرزایی»،«روشن‌آباد»، «نهر خیلی» و «خواجه غیاث» حفر شده که عمق مادر چاه آن‌ها بین ۲۸ تا ۶۸ متر متفاوت است. آب این قنات‌ها به شهرستان یزد و آبادی‌های «اهرستان»، «خیرآباد» و«عیش‌آباد»می‌رسد. قنات ها نیز یکی از دیدنی های مهم این شهرستان را تشکیل می‌دهند.

این شهرستان شامل دو بخش مرکزی و زارچ با شهرهای یزد ، شاهدیه ، حمیدیا و دهستان های فجر ، فهرج، اله آباد و محمد آباد می باشد. منطقه یزد یکی از سرزمین های باستانی اقوام ایرانی و دارای میراث درخشانی از فرهنگ و تمدن کهن و ادوار مختلف تاریخی است. به اعتقاد عده ای دیگر از تاریخ نویسان؛ در دوره ساسانیان به فرمان یزدگرد اول (۴۲۱–۳۳۹ م) در این محل شهری بنام “یزدان گرد” بنا گردیده است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرین می باشد. یزد به معنای پاک و مقدس و یزدگرد به معنای داده خدایی است. شهر یزد نیز به مفهوم شهر خدا و سرزمین مقدس است.

نمایی از یزد

آثار دیدنی فراوانی در گوشه و کنار این شهر وجود دارد که از آن میان می توان به موارد زیر اشاره نمود: مسجد جامع کبیر یزد، مجموعه امیر چخماق، بقعه دوازده امام، زندان اسکندر، مجموعه حمام خان و بازار خان، خانه لاری ها، موزه آینه و روشنایی، مجموعه تاریخی باغ دولت آباد، مسجد چهل محراب، مسجد یعقوبی، دخمه زرتشتیان، آب انبار شش بادگیر، آتشکده زرتشتیان، مسجد ملا اسمائیل، مسجد ریگ، خانه محمودی و…

معماری سنتی در یزد

موزه های سنگی یا هنر صخره ای سنگ نگاره ها یا هنرهای صخره ای، کهن ترین آثار تاریخی و هنری بجای مانده از بشر هستند. به تعبیری بستر به وجود آمدن حروف رمزی، خط، تبادل پیام، زبان، تاریخ، اسطوره ها، هنر و فرهنگ از سنگ نگاره هاست و آنها از بهترین ابزارهای رمزگشایی ما قبل تاریخ هستند. تعداد آنها فقط در یک منطقه محدود در ایران به بیش از ۲۱ هزار مورد می رسد که عمر بعضی از آنها به چهل هزار سال می رسد و بشر تا کنون موفق به کشف هیچ پدیده تاریخی و هنری بدین قدمت نشده است.

آب انبار شش بادگیری

برای شهرهای کویری همچون یزد ارزش آب بیش از هر جای دیگر احساس می شود. در این شهر بیش از ۷۵ آب انبار وجود دارد که یکی از معروف ترین آنها آب انبار شش بادگیر است. این آب انبار دارای شش بادگیر می باشد و ۱۸۰ سال پیش در دوره قاجاره ساخته شده است. از ویژگیهای مهم این اثر تاریخی دو دهانه بودن این آب انبار است. این آب انبار دارای تزئینات مقرنس کاری بوده و دارای ۵۵ پله ورودی در قسمت جنوبی است.

باغ دولت آباد

باغ دولت آباد یکی از باغهای معروف ایرانی است که در زمان محمد تقی خان (دوره زندیه) طراحی و ساخته شده. این باغ از قناتی به همین نام مشروب می شود و جریان آب در باغ، استخوان بندی طراحی آنرا تشکیل می دهد. جالبترین بنای مجموعه را عمارت هشتی و بادگیر تشکیل می دهد که تلفیق جریان آب و هوا به زیباترین شکل صورت گرفته است. بادگیر باغ دولت آباد با ۳۳ متر بلندی از سطح زمین شاهکار مهندسی و نشانه نبوغ معماران یزدی است.

مجموعه حمام و بازار خان

قدمت حمام خان یا “گرمخانه نور” به سال ۱۲۱۲ ه. ق. برمیگردد که در تاریخ ۱۲۴۲ ه. ق. مورد تجدید بنا و تزئینات قرار گرفته است. تزئینات حمام خان بسیار ساده بوده بطوریکه مهمترین تزئین آن نقاشیهای بخش شاه نشین می باشد. مساحت حمام ۱۱۷۰ متر مربع و زیر بنای آن ۹۰۰ متر مربع می باشد. ساخت بازار خان به زمان ناصرالدین شاه قاجار بر میگردد. ساختار متفاوت موجود در آن حکایت از ساخت تدریجی این بازار دارد.

آتشکده زرتشتیان

آتشکده زرتشتیان در خیابان آیت الله کاشانی واقع گردیده و شامل ساختمان و باغ زیبایی است که در قرن اخیر ساخته شده است. در این محل آتش مقدس که برای زرتشتیان محترم می باشد نگهداری و از آن مراقبت می شود. ساختمان اصلی در وسط حیاط قرار دارد و آنرا درختانی همیشه سبز احاطه کرده اند. حوضی مدور و بزرگ در محور ورودی بنا به آن زیبایی خاصی بخشیده است.

دخمه زرتشتیان

دخمه زرتشتیان در انتهای جنوبی شهر یزد در حوالی منطقه صفائیه در بالای تپه ای نسبتا مرتفع قرار دارد. در این محل دو دخمه وجود دارد که یکی قدیمی تر بنام هانجکی هاتریا (زرتشتی هندی الاصل) و دیگری که جدیدتر می باشد به نام گلستان معروف است. در وسط این دو دخمه چاله ای سنگی وجود دارد که زرتشتیان مردگان خود را در آن قرار می داده اند. دخمه گلستان دارای قطر ۲۵ متر و ارتفاع دیوار از سطح تپه ۶ متر است و دخمه هانجکی دارای قطر ۱۵ متر می باشد.

مدرسه ضیائیه (زندان اسکندر یا مدرسه ضیائیه)

این ساختمان مشهور به زندان اسکندر می باشد و متعلق به قرن ۶۳۱ ه. ق. بوده و بانی آن شرف الدین علی رضی است. این مدرسه در محله فهادان و در مجاورت بقعه دوازده امام قرار دارد. در حیاط این مدرسه چاهی با قطر حدود ۲ متر وجود دارد که به فضایی سرداب مانند با عمق حدود ۵ متر منتهی می شود. کف سرداب حوضی قدیمی وجود دارد که از جمله آثار به جای مانده از بنای اولیه ساختمان است.

خانه لاریها

این خانه در سال ۱۲۸۶ ه. ق. ساخته شده و مالک آن حاج محمد ابراهیم لاری بوده است. از این مکان سابقا به عنوان خانقاه نعمت اللهی استفاده می شده است. مساحت آن حدود ۱۷۰۰ متر و زیر بنائی معادل ۱۲۰۰ متر مربع را داراست. درها، پنجره ها، ارسی ها و اتاقهای آئینه کاری و نقاشی شده آن یکی از نمونه های زیبا و عالی خانه های اعیانی قرن سیزدهم است.

موزه آب یزد 

      موزه آب یزد همزمان با برگزاری نخستین همایش بین‌المللی قنات در اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۹ توسط شرکت سهامی آب منطقه‌ای یزد، در شهرستان یزد افتتاح گردید. این موزه محل مناسبی برای شناخت آثار و ابنیه‌های تاریخی در زمینه‌های مختلف مربوط به آب است که می‌تواند مورد استفاده پژوهشگران و علاقه‌مندان قرارگیرد. در این موزه لوازم مختلف حفر قنوات، ابزار وادوات اندازه‌گیری حجم آب، وسایل تأمین روشنایی در قنات، اسناد و مدارک خرید و فروش آب و وقف‌نامه‌های قدیمی، کتابچه میرابها و اسناد توزیع آب، ظروف نگهداری و حمل آب و بسیاری لوازم و اشیاء ارزشمند دیگر در معرض دید همگان قرار گرفته است. این موزه در یکی از ارزشمندترین آثار معماری سنتی یزد به نام خانه کلاهدوزها واقع شده است.

خانه ملک التجار

این خانه نمونه در حدود یکصد و بیست سال قبل در یکی از بازارهای مهم شهر ساخته شده و متعلق به ملک التجار بوده است. مدخل خانه به اسلوب روزگار خود دارای کوچه ای دراز و باریک و با دیوارهای بسیار بلند است. نقاشی اتاقهای این خانه، کار یک نقاش شیرازی است که از حیث اسلوب کاملا با نقاشی های عمارت نارنجستان شیراز همسان است. این خانه در حال حاضر تبدیل به مهمانسرای سنتی به نام مهمانسرای سنتی ملک التجار (هتل سنتی ملک التجار) شده است.

بقعه دوازده امام

این بقعه مشتمل بر دوازده گنبد منفرد در سال ۴۲۹ ه. ق. به دستور ابو سعید و ابو یعقوب از امرای علاء الدوله فرامرز ساخته شد. در این بقعه کتیبه ای به خط کوفی بالای سردر که در حاشیه ای از نقوش گُل و بوته قرار دارد و سنگ قبر فخرالدین اسفنجردی از مشایخ بزرگ قرن هشتم که در محراب نصب است توجه بینندگان را به خود جلب می کند.

بقعه سید رکن الدین

این بنا در سال ۷۲۵ ه. ق. بنا نهاده شده و محل دفن سید رکن الدین محمد قاضی می باشد. این بنا دارای گنبد، گچ بری های خطوط اسلیمی داخل ایوان بلند و مقرنس های چهار گوشه بنا و محراب بلند می باشد. در داخل بقعه آثار تزئینات آجر کاری و خطوط کوفی و نستعلیق بر دیوارها و حتی در قسمت سقف که با آب رنگ نقاشی شده است به چشم می خورد.

مسجد ریگ

این مسجد که کاروانسرایی مخروبه بوده، توسط امیر معین الدین اشرف بنا گردید. منار گلی مزین به کاشی با خطوط و نقوش هندسی، قفسه ای چوبی در بالای منار، کتیبه خط ثلث بر کاشی معرق در سه طرف سردر، در کنده کاری دو لنگه ای، کاشی های شش ضلعی فیروزه ای و آبی با حاشیه های سیاه و سفید مرسوم قرن نهم هجری در بدنه محراب و طاق نمای محراب با گچ کاری مقرنس از ویژگی های مهم این مسجد به شمار می رود.

مجموعه امیر چخماق (مسجد امیر چخماق یزد، تکیه امیر چخماق یزد)

امیر جلال الدین چخماق از سرداران و امرا شاهرخ تیموری و حاکم یزد با همکاری همسر خود فاطمه خاتون در جهت آبادانی یزد مجموعه ای شامل تکیه، میدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه آب سرد و از همه مهمتر مسجد امیر چخماق را بنیان نهاده است. سنگ نصب شده در کریاس مسجد به طرف میدان، شبکه های ظریف از کاشی های معرق دور خارجی گنبد، محراب صفه اصلی با تاقنمای مقرنس کاری و… این مسجد را از نظر مرتبه زیبایی بعد از مسجد جامع قرار داده است.

مسجد جامع کبیر یزد

مسجد جامع یزد یکی از با ارزشترین میراث های تاریخی هنری و گنجینه ای از معماری اسلامی موجود در شهر یزد است. بانی ساختمان اصلی مسجد را علاءالدوله گرشاسب آل بویه در قرن ششم هجری قمری می دانند، ولی مسجد کنونی مربوط به آل مظفر و تیموریان قرن هشتم و نهم هجری است. از امتیازات هنری و معماری این مسجد می توان قدرت و استواری کاشیکاری های نفیس و جالب و سردر بلند آن اشاره کرد.

مسجد میر چقماق ( مسجد جامع نو )

مسجد امیر چخماق که در تاریخ‏های یزد به نام مسجد جامع نو نیز خوانده شده است در دوره صفویه به همت امیر جلال الدین چخماق شامی حاکم یزد از امراء و سرداران و مقرب درگاه شاهرخ و زن او ستی (بی بی) فاطمه خاتون احداث شده است. این مسجد در سال ۸۴۱ هـ.ق به پایان رسید.از حیث زیبایی، وسعت، اهمیت و اعتبار بعد از مسجد جامع شهر قرار دارد.

در توصیف این مسجد باید گفت کپه در کریاس (ساختمان جلوی درب وروردی) مسجد به میدان میر چخماق باز می‏شود، سنگی نصب گردیده که بر آن متن وقفنامه‏ای به خط نسخ نقر شده است.

در طرف راهروی شمالی که از درب کریاس به صحن وارد می‏شود، شبکه‏هایی ظریف از کاشی‏های معرق در پنجره‏ها نصب شده‏اند. قسمتی از سردر صفحه ایوان کاشیکاری معرق شده است و جرزهای آن آجری رنگ می‏باشد. دور خارجی گنبد و بر کمربند آن عبارت “السلطان ظل الله….” به کوفی بنایی تکرارشده است.
محراب صحنه اصلی از کاشی معرق است با ساختمانی مقرنس کاری که در وسط آن سنگ مرمر بسیار خوشتراشی به اندازه ۱/۱۵ * ۳/۳۸ متر نصب شده است. و در وسط منقرص کاری یک گل مربع به اندازه ۵۴ * ۹۵ سانتیمتر نصب است و در دست چپ ایران، یک سنگ مرمر به اندازه ۲۸ * ۳۰ سانتیمتر نصب شده است.سر در شرقی مسجد دارای کتیبه‏ای از کاشی معرق به خط ثلث محمد الحکیم است.
گنبد مسجد خمیده و ترکدار است با کاشی سبز رنگ کاشی شده و پیرامون آن نیز کتیبه‏ای به خط کوفی قرار دارد.