باغشهر از ایده تا واقعیت (بخش دوم)

جوهر اصلی ایده باغشهر، آمیزش شهر با مناطق روستایی و ساختن خانه های تک خانواری محصور در باغ و باغچه هاست.
در انگلستان ایده ساخت یک شهر کوچک در ناحیه ای روستایی (با ترکیب مزیت های شهر و روستا، با صنایع متعلق به خود، توسعه کنترل شده، باغ های عمومی و خصوصی و مرکز فرهنگی طراحی شده)، برای نخستین بار باغشهر نامیده شد.


این ایده را ابنزر هاوارد پیشنهاد کرد، کسی که در 1899 میلادی برای ساخت اولین باغشهر با نام لچ ورث، موسسه باغشهر را نیز تاسیس نمود.
او ایده احداث باغشهر را در 1898 میلادی با چاپ کتاب باغشهرهای فردا مطرح ساخت.
هدف او ایجاد جنبش تراکم زدایی از مراکز شهری بزرگ و از طریق ایجاد روستا شهرهایی با محیطی سالم تر بود.

باغشهر ها که ترکیبی از ویژگی های شهر و روستا را در بر داشتند با کمربندهای سبز کشاورزی،اداری،تفریحی و دیگر فعالیت فعالیت های تخصصی، از هم جدا می شدند.
طرح باغشهر به صورت یک دایره که 6 خیابان اصلی شعاعی آن را به 6 بخش تقسیم می کرد،در نظر گرفته شده بود، در مرکز دایره فضای مدور یک باغ عمومی قرار داشت که با ساختمان های عمومی احاطه شده بود.
پس از محلات مسکونی، حلقه ای کم عرض از زمین ها برای کل تاسیسات صنعتی در نظر گرفته شده بود و همچنین کل شهر نیز در مزارع کشاورزی و باغ های میوه محصور بود.
هاوارد معتقد بود باغشهر تنها راه حل برای رهایی از تمرکز و ازدحام شهرهای بزرگ است که با کنترل رشد آن، اقماری کردن، توزیع مجدد و یکپارچگی سکونتگاه ها در داخل یک واحد بزرگ فضایی و عملکردی عملی می شود.
او زوال شهرهای بزرگ را پیش بینی می کرد و از این رو آنها را منفور و مردود می دانست.

ادامه دارد . . .

یک نظر بگذارید